Tikun Project Tikun Project on X Tikun Project on redditTikun Project on InstaGram Tikun Project on FaceBook Donate Please

.تهیلیم نور را به تاریکی می‌آورد


فصل 61 ^^

  1. مزمور شصت و يكم
  2. 1. براي سالار مغنيان بر نگينَت، مزمور داويد
  3. 2. اي خد.ا فرياد من را بشنو، و دعاي من را اجابت فرما
  4. 3. از اقصاي جهان تو را خواهم خواند هنگامي كه قلبم را ضعف مي‌گيرد، من را بصخره‌اي كه از من بلندتر است هدايت نما
  5. 4. زيرا كه تو پناه من بوده‌اي، و برج قوي از روي دشمن
  6. 5. در خيمة تو ساكن خواهم بود تا به ابد، زير ساية بال‌هاي تو پناه خواهم برد سلاه
  7. 6. زيرا تو اي خد.ا نذرهاي من را شنيده‌اي، و ميراث ترسندگان نام خود را به من عطا كرده‌اي
  8. 7. بر عمر پادشاه روزها خواهي افزود، و سال‌هاي او تا نسل‌ها باقي خواهد ماند
  9. 8. به حضور خد.ا خواهد نشست تا به ابد، رحمت و راستي را مهيا كن تا او را محافظت كنند
  10. 9. پس نام تو را تا به ابد خواهم سراييد، تا هر روز نذرهاي خود را وفا كنم

فصل 62 ^^

  1. مزمور شصت و دوم
  2. 1. براي يدوتون سالار مغنيان، مزمور داويد
  3. 2. جان من فقط براي خد.ا خاموش مي‌شود، زيرا كه نجات من از جانب اوست
  4. 3. او تنها صخره و نجات من است، و قلعة بلند من پس لغزش بزرگي نخواهم خورد
  5. 4. تا به كي بر مردي هجوم مي‌آوريد، تا همگي شما او را هلاك كنيد، مثل ديوار خم شده و حصار لغزيده
  6. 5. در اين‌باره فقط مشورت مي‌كنند كه او را از مرتبه‌اش بيندازند، و دروغ را دوست مي‌دارند، به زبان خود ترويج مي دهند و در دل خود لعنت مي‌كنند سلاه
  7. 6. اي جان من فقط براي خد.ا خاموش شو، زيرا كه اميد من از وي است
  8. 7. او تنها صخره و نجات من است، و قلعة بلند من تا نلغزم
  9. 8. بر خد.است نجات و جلال من، صخرة قوت من و پناه من در خد.است
  10. 9. اي قوم همه وقت بر او توكل كنيد، و دل‌هاي خود را به حضور وي بريزيد، زيرا خد.ا پناهگاه ماست سلاه
  11. 10. البته بني‌آدم بطالت و بني‌بشر دروغ‌اند، در ترازو بالا مي‌روند زيرا جميعاً از بطالت سبك‌ترند
  12. 11. بر ظلم توكل مكنيد و بر غارت مغرور مشويد، چون دولت افزوده شود دل در آن مبنديد
  13. 12. خد.ا يك‌بار گفته است و دوبار اين را شنيده‌ام، كه قوت از آن خد.است
  14. 13. اي خداوند رحمت نيز از آن تو است، زيرا به هر كس موافق عملش جزا خواهي داد

فصل 63 ^^

  1. مزمور شصت و سوم
  2. 1. مزمور داويد هنگامي كه در صحراي يهودا بود
  3. 2. اي خد.ا تو خد.اي من هستي در سحر تو را خواهم طلبيد، جان من تشنة تو است و جسم من مشتاق تو، در زمين خشكِ تشنة بي‌آب
  4. 3. چنان كه در قدس بر تو نظر كردم، تا قوت و جلال تو را مشاهده كنم
  5. 4. چون كه رحمت تو از حيات نيكوتر است، پس لب‌هاي من تو را تسبيح خواهد خواند
  6. 5. از اين رو تا زنده هستم تو را متبارك خواهم خواند، و دست‌هاي خود را به نام تو خواهم برافراشت
  7. 6. جان من سير خواهد شد چنان كه از چربي و روغن، و زبان من به لبهاي شادماني تو را حمد خواهد گفت
  8. 7. چون تو را بر بستر خود ياد مي‌آورم، و در پاس‌هاي شب در تو تفكر مي‌كنم
  9. 8. زيرا تو مددكار من بوده‌اي، و زير ساية بال‌هاي تو شادي خواهم كرد
  10. 9. جان من به تو پيوسته است، و يمين تو من را تأييد كرده است
  11. 10. و اما آناني كه قصد جان من دارند هلاك خواهند شد،‌ و در زمين فرو خواهند رفت
  12. 11. ايشان به دم شمشير سپرده مي‌شوند، و نصيب شغال‌ها خواهند شد
  13. 12. اما پادشاه در خد.ا شادي خواهد كرد، و هر كه به او قسم خورد فخر خواهد نمود، زيرا دهان دروغ‌گويان بسته خواهد گرديد

فصل 64 ^^

  1. مزمور شصت و چهارم
  2. 1. براي سالار مغنيان، مزمور داويد
  3. 2. اي خد.ا وقتي كه تضرع مي‌نمايم آواز من را بشنو، و حياتم را از خوف دشمن نگاه دار
  4. 3. من را از مشاورت شريران پنهان كن، و از هنگامة گناهكاران
  5. 4. كه زبان خود را مثل شمشير تيز كرده‌اند، و تيرهاي خود يعني سخنان تلخ را بر زه آراسته‌اند
  6. 5. تا در كمين‌هاي خود بر مرد كامل بيندازند، ناگهان بر او مي‌اندازند و نمي‌ترسند
  7. 6. خويشتن را براي كار زشت تقويت مي‌كنند، دربارة پنهان كردن دام‌ها گفتگو مي‌كنند، مي‌گويند كيست كه ما را ببيند
  8. 7. كارهاي بد را تدبير مي‌كنند، و مي‌گويند تدبير نيكو كرده‌ايم، و (اين تدبير در) اندرون و قلب هر يك از ايشان عميق است
  9. 8. اما خد.ا تيرها بر ايشان خواهد انداخت، و ناگهان جراحت‌هاي ايشان (حادث) خواهد شد
  10. 9. زبانشان شكست بر ايشان فرود آورد، هر كه آنها را ببيند سر بجنباند
  11. 10. و جميع آدميان خواهند ترسيد و كار خد.ا را اعلام خواهند كرد، و عمل او را درك خواهند نمود
  12. 11. و مرد صالح در خداوند شادي مي‌كند و براي او توكل مي‌دارد و جميع راست‌دلان فخر خواهند نمود

فصل 65 ^^

  1. مزمور شصت و پنجم
  2. 1. براي سالار مغنيان، مزمور و سرود داويد
  3. 2. اي خد.ا ستايش در صيون منتظر تو است، و نذرها براي تو وفا خواهد شد
  4. 3. اي كه دعا مي‌شنوي، نزد تو تمامي بشر خواهند آمد
  5. 4. گناهان بر من غالب آمده است، تو تقصيرهاي من را كفاره خواهي كرد
  6. 5. خوشا به حال كسي كه او را برگزيده و مقرب خود ساخته‌اي، تا به درگاههاي تو ساكن شود، از نيكويي خانة تو سير خواهيم شد، و از قدوسيت محراب تو
  7. 6. به چيزهاي مهيب در عدل ما را جواب خواهي داد، اي خد.ايي كه نجات ما هستي، اي كه پناه تمامي اقصاي جهان و ساكنان دوردست دريا هستي
  8. 7. و كوه‌ها را به قوت خود مستحكم ساخته‌اي، و كمر خود را به قدرت بسته‌اي
  9. 8. و تلاطم دريا را ساكن مي‌گرداني، تلاطم امواج آن و خروش امت‌ها را
  10. 9. ساكنان اقصاي جهان از آيات تو ترسانند، طلوع صبح و غروب شام را شادمان مي‌سازي
  11. 10. از زمين مراقبت نموده آن را سيراب مي‌كني، و آن را بسيار توانگر مي‌گرداني، نهرهاي خداوند از آب پر است، غلة ايشان را آماده مي‌كني زيرا كه تو چنين خواسته‌اي
  12. 11. پشته‌هايش را سيراب مي‌كني و (بر) شيارهايش (باران را) فرود مي‌آوري، به بارش‌ها آن را شاداب مي‌نمايي، نباتاتش را بركت مي‌دهي
  13. 12. به احسان خويش سال را مزين مي‌سازي و راه‌هاي تو چربي را مي‌چكاند
  14. 13. مرتع‌هاي صحرا نيز مي‌چكاند، و كمر تپه‌ها به شادماني بسته شده است
  15. 14. چمن‌ها به گوسفندان آراسته شده است، و دره‌ها كه به غله پيراسته‌اي، از شادي بانگ مي‌زنند و سرود مي‌سرايند

فصل 66 ^^

  1. مزمور شصت و ششم
  2. 1. براي سالار مغنيان، سرود و مزمور اي تمامي زمين براي خد.ا بانگ شادماني بزنيد
  3. 2. جلال نام او را بسراييد، و در تسبيح او جلال او را توصيف نماييد
  4. 3. خد.ا را گوييد چه مهيب است كارهاي تو، از شدت قوت تو دشمنانت نزد تو (بدي‌هاي خود را) حاشا خواهند كرد
  5. 4. تمامي زمين تو را پرستش خواهند كرد و تو را خواهند سراييد، و به نام تو ترنم خواهند نمود سلاه
  6. 5. بياييد كارهاي خد.ا را مشاهده كنيد، او در كارهاي خود بر بني‌آدم برتر است
  7. 6. دريا را به خشكي مبدل ساخت، و مردم از نهر با پا عبور كردند، در آنجا به او شادي نموديم
  8. 7. در توانايي خود تا به ابد سلطنت مي‌كند، و چشمانش مراقب امت‌ها است، فتنه‌انگيزان خويشتن را بر نيفرازند سلاه
  9. 8. اي قوم‌ها خد.اي ما را متبارك خوانيد، و آواز تسبيح او را بشنوانيد
  10. 9. كه جان‌هاي ما را در زندگي قرار مي‌دهد، و نمي‌گذارد كه پاي‌هاي ما لغزش نمايد
  11. 10. زيرا اي خد.ا تو ما را امتحان كرده‌اي، و ما را قال گذاشته‌اي چنان كه نقره را قال مي‌گذارند
  12. 11. ما را به دام درآوردي و باري گران بر پشت‌هاي ما نهادي
  13. 12. مردمان را بر سر ما سوار گردانيدي، و به آتش و آب درآمديم، پس ما را به جاي خرم بيرون آوردي
  14. 13. قرباني‌هاي سوختني به خانة‌ تو خواهم آورد، نذرهاي خود را به تو وفا خواهم نمود
  15. 14. كه لب‌هاي خود را بر آن‌ها گشودم، و در زمان تنگي خود آنها را به زبان خود آوردم
  16. 15. قرباني‌هاي سوختني پرواري را نزد تو خواهم گذرانيد، گوساله‌ها و بزها را با بُخور قوچ‌ها ذبح خواهم كرد سلاه
  17. 16. اي همة خد.اترسان بياييد و بشنويد، تا از آنچه او براي جان من كرده است خبر دهم
  18. 17. به دهانم نزد او آواز خود را بلند كردم، و تسبيح بلند بر زبان من بود
  19. 18. اگر بدي را در دل خود منظور مي‌داشتم، خداوند صداي من را نمي‌شنيد
  20. 19. ليكن خد.ا صداي من را شنيده است، و به آواز دعاي من توجه فرموده
  21. 20. متبارك باد خد.ا، كه دعاي من را از خود و رحمت خويش را از من برنگردانيده است

فصل 67 ^^

  1. مزمور شصت و هفتم
  2. 1. براي سالار مغنيان، مزمور و سرود بر نگينوت
  3. 2. خد.ا بر ما رحم كند و ما را مبارك سازد، و نور روي خود را بر ما متجلي فرمايد سلاه
  4. 3. باشد كه راه تو در جهان معروف گردد، و نجات تو به جميع امت‌ها
  5. 4. اي خد.ا قوم‌ها تو را حمد گويند، و جميع قوم‌ها تو را حمد گويند
  6. 5. امت‌ها شادي و ترنم خواهند نمود، زيرا قوم‌ها را به انصاف حكم خواهي نمود، و امت‌هاي جهان را هدايت خواهي كرد سلاه
  7. 6. اي خد.ا قوم‌ها تو را حمد گويند، جميع قوم‌ها تو را حمد گويند
  8. 7. آنگاه زمين محصول خود را خواهد داد، و خد.ا خد.اي ما، ما را مبارك خواهد فرمود
  9. 8. خد.ا ما را مبارك خواهد فرمود، و تمامي اقصاي جهان از او خواهند ترسيد

فصل 68 ^^

  1. مزمور شصت و هشتم
  2. 1. براي سالار مغنيان، مزمور و سرود داويد
  3. 2. خد.ا برخيزد و دشمنانش پراكنده شوند، و آناني كه از او نفرت دارند از حضورش بگريزند
  4. 3. چنان كه دود پراكنده مي‌شود ايشان را پراكنده ساز، و چنان كه موم پيش آتش گداخته مي‌شود همچنان شريران به حضور خد.ا هلاك گردند
  5. 4. اما صالحان شادي كنند و در حضور خد.ا به وجد آيند، و به شادماني خرسند شوند
  6. 5. براي خد.ا سرود بخوانيد و به نام او ترنم نماييد، و راهي درست كنيد براي او كه در صحراها سوار است، نام او «ياه» است به حضورش به وجد آييد
  7. 6. پدر يتيمان و داور بيوه‌زنان، خد.است در تجلي‌گاه قدس خود
  8. 7. خد.ا بي‌كسان را ساكن خانه مي‌گرداند، و اسيران را به رستگاري بيرون مي‌آورد، ليكن فتنه‌انگيزان در زمين سوزان ساكن خواهند شد
  9. 8. اي خد.ا هنگامي كه پيش روي قوم خود بيرون رفتي، هنگامي‌ كه در صحرا خراميدي سلاه
  10. 9. زمين به لرزه درآمد و آسمان در حضور خد.ا باريد، و «كوه» سينا نيز از حضور خد.ا خد.اي اسرائيل
  11. 10. اي خد.ا باران نعمت‌ها بارانيدي، و ميراثت را چون فرسوده بود مستحكم گردانيدي
  12. 11. جماعت تو در آن ساكن شدند، اي خد.ا به وجود خويش براي مساكين تدارك ديده‌اي
  13. 12. خداوند سخن را مي‌دهد، بشارت‌هاي او انبوه عظيمي مي‌شوند
  14. 13. ملوك لشگرها فرار كرده منهزم مي‌شوند، و زني كه در خانه مانده است غارت را تقسيم مي‌كند
  15. 14. اگرچه در آغل‌ها خوابيده بوديد، ليكن مثل بال‌هاي فاخته شده‌ايد، كه به نقره پوشيده است و پرهايش به طلاي سرخ
  16. 15. چون قادر مطلق پادشاهان را در آن پراكنده ساخت، مثل برف بر صَلْمُون درخشان گرديد
  17. 16. كوه خد.ا كوه باشان است، كوهي با قله‌هاي افراشته كوه باشان است
  18. 17. اي كوه‌هاي با قله‌هاي افراشته چرا نگرانيد، بر اين كوهي كه خد.ا براي مسكن خود برگزيده است، هر آينه خداوند در آن تا به ابد ساكن خواهد بود
  19. 18. عرابه‌هاي خد.ا كرورها و هزارهاي فرشتگان است، خداوند در ميان آنها است و «كوه» سينا در قدس است
  20. 19. بر اعلي عليّين صعود كرده و اسيران را به اسيري برده‌اي، از آدميان بخشش‌ها گرفته‌اي، بلكه از فتنه‌انگيزان نيز تا «ياه» خد.ا در ايشان مسكن گيرد
  21. 20. متبارك باد خد.اوندي كه هر روزه متحمل ما مي‌شود، و خد.ايي كه نجات ماست سلاه
  22. 21. خد.ا براي ما خد.اي نجات است، و گريزگاه مرگ از آن خداوند خد.ا است
  23. 22. هر آينه خد.ا سر دشمنان خود را خورد خواهد كرد، و كلة موي‌دار كسي را كه در گناه خود سالك باشد
  24. 23. خداوند گفت از «باشان» باز خواهم آورد، از ژرفي‌هاي دريا بازخواهم آورد
  25. 24. تا پاي خود را در خون فرو بري، و زبان سگان تو از دشمنانت بهرة خود را بيابد
  26. 25. اي خد.ا طريق‌هاي تو را ديده‌اند، يعني طريق‌هاي خد.ا و پادشاه من را در قدس
  27. 26. در پيش رو مغنيان مي‌خرامند و در عقبْ ساززنندگان، و در وسط دوشيزگان دَف‌زن
  28. 27. خد.ا را در جماعت‌ها متبارك خوانيد، و خداوند را از چشمة اسرائيل
  29. 28. آنجا است بنيامين صغير حاكم ايشان، رؤساي يهودا محفل ايشان، رؤساي زبولون و رؤساي نفتالي
  30. 29. خد.ايت براي تو قوت را امر فرموده است، اي خد.ا آنچه‌را كه براي ما كرده‌اي، استوار گردان
  31. 30. به سبب محراب تو كه در اورشليم است، پادشاهان هدايا نزد تو خواهند آورد
  32. 31. و وحوش نيزارها را توبيخ فرما، و رمة گاوان را با گوساله‌هاي قوم، كه با شمش‌هاي نقره نزد تو گردن مي‌نهند، و قومهايي كه جنگ را دوست مي‌دارند پراكنده ساخته است
  33. 32. سروَران از مصر خواهند آمد، و حبشه دست‌هاي خود را نزد خد.ا به‌زودي دراز خواهد كرد
  34. 33. اي ممالك جهان براي خد.ا سرود بخوانيد، براي خداوند سرود بخوانيد سلاه
  35. 34. براي او كه بر فلك‌الافلاك از قديم سوار است اينك آواز خود را مي‌دهد، آوازي كه پُرقوت است
  36. 35. خد.ا را به قوت توصيف نماييد، جلال وي بر (بني) اسرائيل است و قوت او در افلاك
  37. 36. اي خد.ا از قدس‌هاي خود مهيب هستي، خد.اي اسرائيل قوم خود را قوت و عظمت مي‌دهد، متبارك باد خد.ا

فصل 69 ^^

  1. مزمور شصت و نهم
  2. 1. براي سالار مغنيان بر شوشنيم، مزمور داويد
  3. 2. خد.ايا من را نجات ده، زيرا آب‌ها به جان من در آمده است
  4. 3. در خلاب ژرف فرو رفته‌ام جايي كه نتوان ايستاد، به آب‌هاي عميق درآمده‌ام و سيل من را مي‌پوشاند
  5. 4. از فرياد خود خسته‌ شده‌ام و گلوي من مخدوش شده، و چشمانم از انتظار خد.ا تار گرديده است
  6. 5. آناني كه بي‌سبب از من نفرت دارند از شمار موي‌هاي سرم زياده‌اند، و دشمنان ناحق من كه قصد هلاكت من دارند زورآورند، پس آنچه را غصب نكرده‌ام، باز گردانم
  7. 6. اي خد.ا تو حماقت من را مي‌داني، و گناهانم از تو مخفي نيست
  8. 7. اي خداوند خد.اي صوااُت منتظرين تو به سبب من خجل نشوند، اي خد.اي (بني) اسرائيل طالبان تو به سبب من را رسوا نگردند
  9. 8. زيرا به خاطر تو محتمل ملامت گرديده‌ام، و رسوايي روي من مرا پوشيده است
  10. 9. نزد برادرانم بيگانه شده‌ام، و نزد پسران مادر خود غريب
  11. 10. زيرا غيرت خانة‌ تو من را دربرگرفته است، و ملامت‌هاي ملامت‌كنندگان تو بر من روا گرديده است
  12. 11. روزه داشته جان خود را مثل اشك ريخته‌ام، و اين براي من خوار گرديده است
  13. 12. پلاس را لباس خود ساخته‌ام، و نزد ايشان ضرب‌المثل گرديده‌ام
  14. 13. دروازه‌نشينان دربارة‌ من حرف مي‌زنند، و سرود مِي گساران گشته‌ام
  15. 14. و اما من اي خداوند دعاي خود را در وقت اجابت نزد تو مي‌كنم، اي خد.ا در كثرت رحمانيت خود و راستي نجات خود من را مستجاب فرما
  16. 15. من را از خراب خلاصي ده تا غرق نشوم، و از نفرت كنندگانم و از ژرفي‌هاي آب رستگار شوم
  17. 16. مگذار كه سيلان آب من را بپوشاند و ژرفي من را ببلعد، و گور دهان خود را بر من ببندد
  18. 17. اي خداوند من را مستجاب فرما زيرا رحمت تو نيكوست، به كثرت رحمانيتت خود بر من توجه نما
  19. 18. و روي خود را از بنده‌ات مپوشان، زيرا در تنگي هستم من را به زودي مستجاب فرما
  20. 19. به جانم نزديك شده آن را رستگار ساز، به سبب دشمنانم من را فديه ده
  21. 20. تو خواري و خجالت و رسوايي من را مي‌داني، و تمامي دشمنانم پيش نظر تو هستند
  22. 21. سرزنش دل من را شكسته است و به شدت بيمار شده‌ام، انتظار مشفقي كشيدم ولي نبود، و براي تسلي‌دهندگان (منتظر شدم) اما نيافتم
  23. 22. من را براي خوراك زرد آب دادند، و چون تشنه بودم من را سركه نوشانيدند
  24. 23. پس مائدة ايشان پيش روي ايشان تله باد، و چون مطمئن هستند دامي باشد
  25. 24. چشمان ايشان تار گردد تا نبيند، و كمرهاي ايشان را دائماً لرزان گردان
  26. 25. خشم خود را بر ايشان بريز، و شدت غضب تو ايشان را دريابد
  27. 26. خانه‌هاي ايشان مخروبه گردد، و در خيمه‌هاي ايشان هيچ كس ساكن نشود
  28. 27. زيرا بر كسي كه تو نشان كرده‌اي جفا مي‌كنند، و دردهاي كوفتگان تو را اعلان مي‌نمايند
  29. 28. گناه بر گناه ايشان مزيد كن، و در عدالت تو داخل نشوند
  30. 29. از دفتر حيات محو شوند، و با صالحين مرقوم نگردند
  31. 30. و اما من مسكين و دردمند هستم پس اي خد.ا نجات تو من را سرافراز سازد
  32. 31. و نام خد.ا را با سرود تسبيح خواهم خواند، و او را با حمد تعظيم خواهم نمود
  33. 32. و اين پسنديدة خدا خواهد بود، بيش از گاو و گوساله‌اي كه شاخ‌ها و سم‌ها دارد
  34. 33. حليمان اين را ديده شادمان شوند، و اي طالبان خد.ا دل شما زنده گردد
  35. 34. زيرا خداوند فقيران را مستجاب مي‌كند، و اسيران خود را حقير نمي‌شمارد
  36. 35. آسمان و زمين او را تسبيح بخوانند، آب‌ها نيز و آنچه در آنها مي‌جنبد
  37. 36. زيرا خد.ا صيون را نجات خواهد داد و شهرهاي يهودا را بنا خواهد نمود، تا در آنجا سكونت نمايند و آن را متصرف گردند
  38. 37. و ذريّت بندگانش وارث آن خواهند شد، و آناني كه نام او را دوست دارند در آن ساكن خواهند گرديد

فصل 70 ^^

  1. مزمور هفتادم
  2. 1. براي سالار مغنيان، مزمور داويد به جهت يادآوري
  3. 2. خد.ايا براي نجات من بشتاب، اي خداوند به ياري من تعجيل فرما
  4. 3. آناني كه قصد جان من را دارند خجل و شرمنده شوند، و آناني كه در بدي من رغبت دارند روبرگردانيده و رسوا گردند
  5. 4. و آناني كه هَه هَه مي‌گويند، به سبب خجالت خويش رسوا خواهند شد
  6. 5. و اما جميع طالبان تو در تو وجد و شادي كنند، و دوست دارندگان نجات تو دائماً گويند خد.ا متعال باد
  7. 6. و اما من مسكين و فقير هستم، خد.ايا براي من تعجيل كن، تو مددكار و رهاننده من هستي اي خداوند تأخير منما

فصل 71 ^^

  1. مزمور هفتاد و يكم
  2. 1. در تو اي خداوند پناه برده‌ام، پس تا با ابد خجل نخواهم شد
  3. 2. به عدالت خود من را خلاصي ده و برهان، گوش خود را به من فراگير و من را نجات ده
  4. 3. براي من صخرة سكونت باش تا همه وقت داخل آن شوم، تو به نجات من امر فرموده‌اي، زيرا صخره و قلعة من تو هستي
  5. 4. خد.ايا من را از دست شرير برهان، و از كف بدكار و ظالم
  6. 5. زيرا اي خد.ا خداوند تو اميد من هستي، و از كودكي اعتماد من بوده‌اي
  7. 6. از بطن (مادر) بر تو متكي بوده‌ام، از رحم مادرم تو من را خارج كرده‌اي، و تسبيح من دائماً دربارة تو خواهد بود
  8. 7. بسياري را موجب تعجب شده‌ام، و تو پناه و نيروي من هستي
  9. 8. دهانم تسبيح تو را مي‌گويد، و از كبريايي تو تمامي روز
  10. 9. در زمان پيري من را فراموش مكن، و چون قوتم تمام شود من را ترك منما
  11. 10. زيرا دشمنانم بر (ضد) من حرف مي‌زنند، و كمين‌كنندگان جانم با يكديگر مشورت مي‌كنند
  12. 11. و مي‌گويند خد.ا او را ترك كرده است، پس او را تعاقب كرده بگيريد زيرا كه رهاننده‌اي نيست
  13. 12. اي خد.ا از من دور مشو، خد.ايا به ياري من تعجيل نما
  14. 13. دشمنان جانم خجل و فاني شوند، و آناني كه براي ضرر من مي‌كوشند به عار و رسوايي مشهور مي‌گردند
  15. 14. و اما من دائماً اميدوار خواهم بود، و همواره بر تسبيح تو خواهم افزود
  16. 15. زبانم عدالت تو را بيان خواهد كرد و نجاتت را تمامي روز، زيرا كه اندازة آن را نمي‌دانم
  17. 16. در توانايي خداوند خواهم آمد، و از عدالت تو هميشه خبر خواهم داد
  18. 17. اي خد.ا از كودكي من را تعليم داده‌اي، و اينك عجايب تو را اعلان كرده‌ام
  19. 18. پس اي خد.ا من را تا زمان پيري و سفيد‌موئي نيز ترك مكن، تا اين مردان را از (قدرت) بازوي تو خبر دهم، و جميع آيندگان را از توانايي تو
  20. 19. خد.ايا عدالت تو تا عرش اعلي است، تو كارهاي عظيم كرده‌اي خد.ايا مانند تو كيست
  21. 20. اي كه تنگي‌هاي بسيار و سخت را به ما نشان داده‌اي، رجوع كرده باز ما را زنده خواهي ساخت، و برگشته ما را از عمق‌هاي زمين بلند خواهي كرد
  22. 21. بزرگي من را مزيد خواهي كرد، و برگشته من را تسلي خواهي بخشيد
  23. 22. پس من نيز تو را با بربط خواهم ستود، يعني حقيقت تو را اي خد.اي من، و تو را اي قدوس (بني) اسرائيل با عود ترنم خواهم نمود
  24. 23. چون براي تو سرود مي‌خوانم لب‌هايم بسيار شادي خواهند كرد، و جانم نيز كه آن را فديه داده‌اي
  25. 24. زبانم نيز تمامي روز عدالت تو را ذكر خواهد كرد، زيرا آناني كه براي ضرر من مي‌كوشيدند خجل و رسوا گرديدند

فصل 72 ^^

  1. مزمور هفتاد و دوم
  2. 1. مزمور براي شلومو، اي خد.ا انصاف خود را به پادشاه ده، و عدالت خويش را به پسر پادشاه
  3. 2. و او قوم تو را به عدالت داوري خواهد نمود، و مساكين تو را به انصاف
  4. 3. آنگاه كوه‌ها براي قوم سلامتي را بار خواهند آورد، تپه‌ها نيز (همچنين) بخاطر عدالت (پادشاه)
  5. 4. مساكين قوم را دادرسي خواهد كرد، و فرزندان فقير را نجات خواهد داد، و ظالمان را سركوب خواهد ساخت
  6. 5. از تو خواهند ترسيد مادامي كه آفتاب باقي است، و مادامي كه ماه هست تا همه دوران‌ها
  7. 6. او مثل باران بر علف‌زار چيده شده فرود خواهد آمد، و مثل بارش‌هايي كه زمين را سيراب مي‌كند
  8. 7. در زمان او صالحان خواهند شكفت، و وفور سلامتي خواهد بود مادامي كه ماه نيست نگردد
  9. 8. و او حكمراني خواهد كرد از دريا تا دريا، و از نهر تا اقصاي جهان
  10. 9. به حضور وي صحرانشينان گردن خواهند نهاد، و دشمنان به خاك خواهند افتاد
  11. 10. پادشاهان ترشيش و جزاير هدايا خواهند آورد، پادشاهان شَبا و سَبا ارمغان‌ها خواهند رسانيد
  12. 11. جميع سلاطين او را تعظيم خواهند كرد، و جميع امت‌ها او را بندگي خواهند نمود
  13. 12. زيرا چون مسكين استغاثه كند او را رهايي خواهد داد، و فقيري را كه رهاننده‌اي ندارد (نجات مي‌دهد)
  14. 13. بر مسكين و فقير كَرَم خواهد فرمود، و جان‌هاي مساكين را نجات خواهد بخشيد
  15. 14. جان‌هاي ايشان را از ظلم و ستم فديه خواهد داد، و خون ايشان در نظر وي گران‌بها خواهد بود
  16. 15. و او زنده خواهد ماند و از طلاي شبا بدو خواهد داد، دائماً براي وي دعا خواهد كرد و تمامي روز او را مبارك خواهد خواند
  17. 16. و فراواني غله در زمين بر قلة كوه‌ها خواهد بود، كه ثمرة‌ آن مثل لبنان خروش خواهد كرد، و اهل شهرها مثل علف زمين نشو و نما خواهند كرد
  18. 17. نام او تا به ابد باقي خواهد ماند، اسم او پيش آفتاب دوام خواهد كرد، آدميان در او براي يكديگر بركت خواهند خواست، و جميع امت‌هاي زمين او را سعادتمند خواهند خواند
  19. 18. متبارك باد خد.اوند، خد.ا كه خد.اي (بني) اسرائيل است، كه او فقط كارهاي عجيب مي‌كند
  20. 19. و متبارك باد نام بلندمرتبة او تا به ابد، و تمامي زمين از جلال او پر بشود آمين و آمين
  21. 20. دعاهاي داويد بن ييشي تمام شد

فصل 73 ^^

  1. مزمور هفتاد و سوم
  2. 1. مزمور آساف، هر آينه خد.ا براي (بني) اسرائيل نيكوست، يعني براي آناني كه پاك‌دل هستند
  3. 2. و اما من نزديك بود كه پاي‌هايم از راه منحرف شود، و نزديك بود كه قدم‌هايم بلغزد
  4. 3. زيرا بر متكبران حسد بردم، چون سلامتي شريران را ديدم
  5. 4. زيرا كه (ظاهراً) در مرگ ايشان قيد‌ها نيست، و قوت ايشان مستحكم به نظر مي‌رسد
  6. 5. مثل مردم در زحمت نيستند، و مثل آدميان مبتلا نمي‌باشند
  7. 6. بنابراين گردن ايشان به تكبر آراسته است، و ظلم مثل لباس ايشان را مي‌پوشاند
  8. 7. چشمان ايشان از فربهي به در آمده است، و از خيالات دل خود تجاوز مي‌كنند
  9. 8. استهزاء مي‌كنند و حرف‌هاي بد مي‌زنند، و سخنان ظلم‌آميز را با صداي بلند مي‌گويند
  10. 9. دهان خود را (برضد) آسمانها باز مي‌كنند، و زبان ايشان همه‌گير مي‌شود
  11. 10. پس قوم او بدين جا برمي‌گردند و آب‌هاي فراوان بديشان نوشانيده مي‌شود
  12. 11. و ايشان مي‌گويند خد.ا چگونه بداند، و آيا (خد.اي) متعال علم دارد
  13. 12. اينك اينان شرير هستند، كه هميشه مطمئن بوده در دولتمندي افزوده مي‌شوند
  14. 13. يقيناً من دل خود را بيهوده پاك پنداشته، و دست‌هاي خود را به پاكي شسته‌ام
  15. 14. و من تمامي روز گرفتار مي‌شوم، و مكافات من هر بامداد حاضر است
  16. 15. اگر مي‌گفتم كه چنين سخن گويم، هر آينه بر نسل فرزندان تو خيانت مي‌كردم
  17. 16. چون تفكر كردم كه اين را بفهمم، در نظر من دشوار آمد
  18. 17. تا به قدسهاي خد.ا داخل شدم، آنگاه در آخرت ايشان تأمل كردم
  19. 18. هر آينه ايشان را در جاي‌هاي لغزنده گذارده‌اي، ايشان را به خرابي‌ها خواهي انداخت
  20. 19. چگونه در آني به هلاكت رسيده‌اند، تباه شده از ترس‌هاي هولناك نيست گرديده‌اند
  21. 20. مثل خواب كسي چون بيدار شد، اي خداوند همچنين چون برخيزي صورت ايشان را ناچيز خواهي شمرد
  22. 21. ليكن دل من تلخ شده بود، و در اندرون خود دل‌ريش شده بودم
  23. 22. و من ابله بودم و معرفت نداشتم، و مثل بهايم نزد تو گرديدم
  24. 23. ولي من دائماً با تو هستم، تو دست راست من را تأييد كرده‌اي
  25. 24. موافق راي خود من را هدايت خواهي نمود، و بعد از اين من را به جلال خواهي رساند
  26. 25. كيست براي من در آسمان، و غير از تو هيچ را در زمين نمي‌خواهم
  27. 26. اگرچه جسم و دل من زائل گردد، ليكن بنياد دلم و جوهر من خد.است تا به ابد
  28. 27. زيرا آناني كه از تو دورند هلاك خواهند شد، و آناني را كه از تو منحرف مي‌شوند نابود خواهي ساخت
  29. 28. و اما من را نيكوست كه به خد.ا تقرب جويم، بر خد.ا، خداوند توكل كرده‌ام، تا همة كارهاي تو را بيان كنم

فصل 74 ^^

  1. مزمور هفتاد و چهارم
  2. 1. قصيده آساف، چرا اي خد.ا ما را ترك كرده‌اي تا به ابد، و خشم تو بر گوسفندان مرتع خود افروخته شده است
  3. 2. جماعت خود را كه از قديم خريده‌اي به‌ياد آور، و آن را كه فديه داده‌اي تا سبط ميراث تو شود، و اين كوه صيون را كه در آن ساكن بوده‌اي
  4. 3. قدم‌هاي خود را به سوي خرابه‌هاي ابدي بردار، زيرا دشمن هرچه را كه در قدس تو بود خراب كرده است
  5. 4. دشمنانت در ميان وعده‌گاه تو غرش مي‌كنند، و عَلَم‌هاي خود را براي علامات برپا مي‌نمايند
  6. 5. و ظاهر مي‌شوند چون كساني كه، تبرها را بر (شاخه‌هاي) درختان جنگل بلند مي‌كنند
  7. 6. و اينك همة نقش‌هاي تراشيدة آن را، به تبر‌ها و چكش‌ها خود مي‌شكنند
  8. 7. قدس‌هاي تو را آتش زده‌اند، و متجلي كنندة نامت را بر زمين بي‌حرمت كرده‌اند
  9. 8. و در دل خود مي‌گويند آنها را تماما خراب مي‌كنيم، پس جميع كنيسه‌هاي خد.ا را در زمين سوزانيده‌اند
  10. 9. آيات خود را نمي‌بينيم و ديگر هيچ نبي نيست، و در ميان ما كسي نيست كه بداند تا به كِي خواهد بود
  11. 10. اي خد.ا دشمن تا به كي ملامت خواهد كرد، و آيا خصم تا به ابد نام تو را اهانت خواهد نمود
  12. 11. چرا دست (قدرت) خود يعني يمين خويش را برگردانيده‌اي، آن را از گريبان خود بيرون كشيده، ايشان را فاني كن
  13. 12. و خد.ا از قديم پادشاه من است، او در ميان زمين نجات‌ها پديد مي‌آورد
  14. 13. تو به قوت خود دريا را شكافتي، و سرهاي نهنگان را در آب‌ها شكستي
  15. 14. سرهاي لِوياتان را كوفته، و او را خوراك صحرانشينان گردانيده‌اي
  16. 15. تو چشمه و رود را شكافتي، و نهرهاي دايمي را خشك گردانيدي
  17. 16. روز از آن تو است و شب نيز از آن تو، نور و آفتاب را تو برقرار نموده‌اي
  18. 17. تمامي حدود جهان را تو پايدار ساخته‌اي، تابستان و زمستان را تو ايجاد كرده‌اي
  19. 18. اي خداوند اين را به ياد آور كه دشمن ملامت مي‌كند، و مردم جاهل نام تو را اهانت مي‌نمايد
  20. 19. جان فاختة خود را به جانور وحشي مسپار، جماعت مسكينان خود را تا به ابد فراموش مكن
  21. 20. عهد خود را ملاحظه فرما، زيرا كه ظلمات جهان از جهات ظلم پر است
  22. 21. مظلومان به شرمندگي برنگردند، مساكين و فقيران نام تو را حمد گويند
  23. 22. اي خد.ا برخيز و قدرت خود را برپادار، و به ياد آور كه احمق تمامي روز تو را ملامت مي‌كند
  24. 23. آواز دشمنان خود را فراموش مكن، و غوغاي مخالفان خود را كه پيوسته بلند مي‌شود

فصل 75 ^^

  1. مزمور هفتاد و پنجم
  2. 1. براي سالار مغنيان بر ال‌تشخت، مزمور و سرود آساف
  3. 2. تو را حمد مي‌گوييم اي خد.ا تو را حمد مي‌گوييم زيرا نام تو نزديك است، و مردم كارهاي عجيب تو را ذكر مي‌كنند
  4. 3. هنگامي كه به زمان معين برسم، به راستي داوري خواهم كرد
  5. 4. زمين و جميع ساكنانش گداخته شده‌اند، من اركان آن را برقرار نموده‌ام سلاه
  6. 5. متكبران را گفتم فخر مكنيد،‌ و به شريران كه شاخ خود را مي‌افرازيد
  7. 6. شاخ‌هاي خود را به بلندي مي‌افرازيد، و با گردن‌كشي سخنان تكبرآميز مگوييد
  8. 7. زيرا نه از مشرق و نه از مغرب، و نه از جنوب سرافرازي مي‌آيد
  9. 8. ليكن خداوند داور است، يكي را به زير مي‌اندازد و ديگري را سرافراز مي‌نمايد
  10. 9. زيرا در دست خداوند كاسه‌اي است و بادة آن پرجوش، از شراب ممزوج پر است كه از آن مي‌ريزد، و اما دُردهايش را جميع شريران جهان افشرده خواهند نوشيد
  11. 10. و اما من تا به ابد ذكر خواهم كرد، و براي خد.اي يعقوب ترنم خواهم نمود
  12. 11. جميع شاخهاي شريران راخواهم بريد، و اما شاخ‌هاي صالحين برافراشته خواهد شد

فصل 76 ^^

  1. مزمور هفتاد و ششم
  2. 1. براي سالار مغنيان بر نگينوت، مزمور و سرود آساف
  3. 2. خد.ا در يهودا معروف است، و نام او در اسرائيل عظيم
  4. 3. خيمة او است در شالم، و مسكن او در صيون
  5. 4. در آنجا برق كمان‌ها را شكست، سپر و شمشير جنگ را سلاه
  6. 5. تو جليل هستي و بلند مرتبه، زياده از كوه‌هاي سركش
  7. 6. قَوي‌دلان تاراج شده‌اند و خواب ايشان را در ربوده، و همة مردان زورآور دست خود را نيافتند
  8. 7. از سرزنش تو اي خد.اي يعقوب، بر عرابه‌ها و اسبان خوابي گران مستولي گرديد
  9. 8. تو مهيب هستي تو، و در حين غضبت كيست كه به حضور تو بايستد
  10. 9. از آسمان حكم داوري را اعلام كرده‌اي، پس جهان بترسيد و ساكت گرديد
  11. 10. چون خد.ا براي داوري قيام فرمايد، تا همة مساكين جهان را خلاصي بخشد سلاه
  12. 11. آنگاه خشم انسان تو را حمد خواهد گفت، و پس از آن خشم را بر كمر خود خواهي بست
  13. 12. نذر كنيد و وفا نماييد و براي خداوند خد.اي خود، همه گرداگرد او هستند هديه بگذارنند نزد او كه قدرتمند است
  14. 13. روح قدرتمندان را منقطع خواهد ساخت، و براي پادشاهان جهان مهيب مي‌باشد

فصل 77 ^^

  1. مزمور هفتاد و هفتم
  2. 1. براي سالار مغنيان بر يدوتون، مزمور آساف
  3. 2. آواز من به سوي خد.است و فرياد مي‌كنم، آواز من به سوي خد.است سمع خود را به من فرا خواهد گرفت
  4. 3. در روز تنگي خود خداوند را طلب كردم، در شب دست من (در دعا) دراز شده مستجاب نشد، و جان من تسلي نپذيرفت
  5. 4. خد.ا را ياد مي‌كنم و پريشان مي‌شوم، تفكر مي‌نمايم و روح من از خود بي‌خود مي‌گردد سلاه
  6. 5. چشمانم را بيدار مي‌داشتي، بي‌تاب مي‌شدم و سخن نمي‌توانستم گفت
  7. 6. دربارة‌ ايام قديم تفكر كرده‌ام، دربارة‌ سال‌هاي زمان‌هاي گذشته
  8. 7. سرود شبانة خود را به خاطر مي‌آورم، و در دل خود تفكر مي‌كنم و روح من جستجو نموده است
  9. 8. مگر خد.ا تا به ابد ترك خواهد كرد، و ديگر هرگز راضي نخواهد شد
  10. 9. آيا رحمت او تا به ابد زايل شده است، و قول او باطل گرديده تا به ابد
  11. 10. آيا خد.ا رأفت را فراموش كرده، و رحمت‌هاي خود را در غضب مسدود ساخته است سلاه
  12. 11. پس گفتم اين ضعف من است، (كه حمايت) يمين (خد.اوند) متعال تغيير كرده است
  13. 12. كارهاي خداوند را ذكر خواهم نمود، زيرا كار شگفت‌انگيز تو را كه از روز اول است به ياد خواهم آورد
  14. 13. و در جميع كارهاي تو تأمل خواهم كرد، و در صنعت‌هاي تو تفكر خواهم نمود
  15. 14. اي خد.ا طريق تو در قدوسيت است، كيست خد.اي بزرگ مثل خد.ا
  16. 15. تو خد.ايي هستي كه كارهاي عجيب مي‌كني، و قوت خويش را بر قوم‌ها معروف گردانيده‌اي
  17. 16. قوم خود را به بازوي خويش رهانيده‌اي، يعني بني‌يعقوب و بني‌يوسف را سلاه
  18. 17. آب‌ها به نگاه تو اي خد.ا آب‌ها به نگاه تو متزلزل شدند، لجه‌ها نيز سخت مضطرب گرديدند
  19. 18. ابرها آب باريدند و افلاك رعد نمودند، تيرهاي تو نيز به هر طرف روان گرديدند
  20. 19. صداي رعد تو در گردباد بود و برق‌ها ربع مسكون را روشن كردند، پس زمين مرتعش و متزلزل گرديد
  21. 20. طريق تو در درياها است ، و راه‌هاي تو در آب‌هاي فراوان و آثار تو را نتوان شناخت
  22. 21. قوم خود را مثل گوسفندان راهنمايي نمودي، به دست موسي و هارون

فصل 78 ^^

  1. مزمور هفتاد و هشتم
  2. 1. قصيده آساف، اي قوم من شريعت من را بشنويد، گوش‌هاي خود را به سخنان دهانم فرا گيريد
  3. 2. دهان خود را به مَثَل باز خواهم كرد، به چيزهايي كه از بناي عالم معما بودند سخن خواهم گفت
  4. 3. كه آن‌ها را شنيده و دانسته‌ايم، و پدران ما براي ما بيان كرده‌اند
  5. 4. از فرزندان ايشان آنها را پنهان نخواهيم كرد، ستايش خداوند را براي نسل آينده بيان مي‌كنيم، و قوت او و اعمال عجيبي را كه او كرده است
  6. 5. زيرا كه شهادتي در يعقوب برپا داشت و شريعتي در (بني) اسرائيل قرار داد، و پدران ما را امر فرمود كه آن‌ها را به فرزندان خود تعليم دهند
  7. 6. تا نسل آينده آن‌ها را بدانند و فرزنداني كه مي‌بايست متولد شوند، تا ايشان برخيزند و آن‌ها را به فرزندان خود بيان نمايند
  8. 7. و ايشان به خد.ا توكل نمايند، و اعمال خد.ا را فراموش نكنند بلكه احكام او را نگاه دارند
  9. 8. و مثل پدران خود نسلي گردن‌كش و فتنه‌انگيز نشوند، نسلي كه دل خود را راست نساختند و روح ايشان به سوي خد.ا امين نبود
  10. 9. بني‌افرايم كه مسلح و كمان‌كش بودند، در روز جنگ رو برتافتند
  11. 10. عهد خد.ا را نگاه نداشتند، و از سلوك به شريعت او تمرد نمودند
  12. 11. و اعمال و عجايب او را فراموش كردند، كه آن‌ها را بديشان ظاهر كرده بود
  13. 12. و در نظر ايشان اعمال عجيب كرده بود، در زمين مصر و در ديار صوعن
  14. 13. دريا را شكافته ايشان را عبور داد، و آب‌ها را مثل توده برپا نمود
  15. 14. و ايشان را در روز به ابر راهنمايي كرد، و تمامي شب به نور آتش
  16. 15. در صحرا صخره‌ها را بشكافت، و ايشان را گويا از لجه‌هاي عظيم نوشانيد
  17. 16. پس سيل‌ها را از صخره بيرون آورد، و آب را مثل نهرها جاري ساخت
  18. 17. و بار ديگر بر او گناه ورزيدند، و بر (خد.اوند) متعال در صحرا فتنه انگيختند
  19. 18. و در دل‌هاي خود خد.ا را امتحان كردند، چون كه براي شهوات خود غذا خواستند
  20. 19. و بر ضد خد.ا تكلم كرده گفتند، آيا خد.ا مي‌تواند در صحرا سفره‌اي ترتيب دهد
  21. 20. اينك صخره را زد و آب‌ها روان شد، و وادي‌ها جاري گشت، آيا مي‌تواند نان را نيز بدهد، و گوشت را براي قوم خود حاضر سازد
  22. 21. پس خد.ا اين را شنيده غضبناك شد، و آتش در يعقوب افروخته گشت، و خشم بر (بني) اسرائيل مشتعل گرديد
  23. 22. زيرا به خد.ا ايمان نياوردند، و به نجات او اعتماد ننمودند
  24. 23. پس افلاك را از بالا امر فرمود، و درهاي آسمان را گشود
  25. 24. و مان را بر ايشان بارانيد تا بخورند، و غلة آسمان را به‌ايشان بخشيد
  26. 25. مردمان نان زورآوران را خوردند، و آذوقه‌اي براي ايشان فرستاد تا سير شوند
  27. 26. باد شرقي را در آسمان وزانيد، و به قوت خود باد جنوبي را آورد
  28. 27. و گوشت را براي ايشان مثل غبار بارانيد، و مرغان بالدار را مثل ريگ دريا
  29. 28. و آن را در ميان اُردوي ايشان فرود آورد، گرداگرد مسكن‌هاي ايشان
  30. 29. پس خوردند و نيكو سير شدند، و موافق هوس‌هاي ايشان به‌ايشان داد
  31. 30. ايشان از هوس خود دست نكشيدند، و غذا هنوز در دهان ايشان بود
  32. 31. كه غضب خد.ا بر ايشان افروخته شده، تنومندان ايشان را بكُشت و جوانان (بني) اسرائيل را هلاك ساخت
  33. 32. با وجود اين‌همه باز گناه ورزيدند، و به اعمال عجيب او ايمان نياوردند
  34. 33. بنابراين روزهاي ايشان را در بطالت تمام كرد، و سال‌هاي ايشان را در ترس
  35. 34. هنگامي كه ايشان را كُشت او را طلبيدند، و بازگشت كرده دربارة خد.ا تفحص نمودند
  36. 35. و به ياد آوردند كه خد.ا صخرة ايشان، و خد.اي تعالي ولي ايشان است
  37. 36. اما به دهان خود تملق نمودند، و به زمان خويش به او دروغ گفتند
  38. 37. زيرا كه دل ايشان با او راست نبود، و به عهد وي مؤمن نبودند
  39. 38. اما او به حسب رحمانيتش گناه ايشان را عفو نموده ايشان را هلاك نساخت، بلكه بارها غضب خود را برگردانيده تمامي خشم خويش را برنينگيخت
  40. 39. و به ياد آورد كه ايشان بَشَر هستند، بادي كه مي‌رود و برنمي‌گردد
  41. 40. چند مرتبه در صحرا بدو فتنه انگيختند، و او را در باديه رنجانيدند
  42. 41. و برگشته خد.ا را امتحان كردند و قدوس اسرائيل را اهانت نمودند
  43. 42. و قوت او را بخاطر نداشتند، روزي كه ايشان را از دشمن رهانيده بود
  44. 43. كه چگونه آيات خود را در مصر ظاهر ساخت، و معجزات خود را در ديار صوعن
  45. 44. و نهرهاي ايشان را به خون مبدل نمود، و از رودهاي ايشان تا نتوانستند نوشيدند
  46. 45. انواع پشه‌ها در ميان ايشان فرستاد كه ايشان را گزيدند، و غوك‌هايي كه ايشان را تباه نمودند
  47. 46. و محصول ايشان را به كرم صدپا سپرد، و دسترنج ايشان را به ملخ داد
  48. 47. تاكستان ايشان را به تگرگ خراب كرد، و درختان جُمَيز ايشان را به تگرگ‌هاي درشت
  49. 48. بهايم ايشان را به تگرگ سپرد، و چهارپايان ايشان را به شعله‌هاي برق
  50. 49. و آتش خشم خود را بر ايشان فرستاد، غضب و غيط و كمبود را، به فرستادن فرشتگان شرير
  51. 50. و راهي براي غضب خود مهيا ساخته، جان ايشان را از مرگ نگاه نداشت، بلكه جان ايشان را به وبا تسليم نمود
  52. 51. و همة نخست‌زادگان مصر را كُشت، موجبات قدرت ايشان را در خيمه‌هاي حام
  53. 52. و قوم خود را مثل گوسفندان كوچانيد، و ايشان را در صحرا مثل گله رهنمايي نمود
  54. 53. و ايشان را در امنيت رهبري كرد تا نترسند، و دريا دشمنان ايشان را پوشانيد
  55. 54. و ايشان را به حدود مقدس خود آورد، به اين كوهي كه به يمين خود تحصيل كرده بود
  56. 55. و امت‌ها را از حضور ايشان راند، و ميراث را براي ايشان به ريسمان تقسيم كرد، و اسباط (بني) اسرائيل را در خيمه‌هاي ايشان ساكن گردانيد
  57. 56. ليكن خد.اي تعالي را امتحان كرده بدو فتنه انگيختند، و شهادات او را نگاه نداشتند
  58. 57. و برگشته مثل پدران خود خيانت ورزيدند، و مثل كمان خطاكننده منحرف شدند
  59. 58. و به مقام‌هاي بلند خود خشم او را به هيجان آوردند، و به بت‌هاي خويش غيرت او را برانگيختند
  60. 59. چون خد.ا اين را بشنيد غضبناك گرديد، و اسرائيل را به شدت مكروه داشت
  61. 60. پس مسكن شيلو را ترك نمود، آن خيمه‌اي را كه درميان آدميان برپا ساخته بود
  62. 61. و (تابوت) قوت خود را به اسيري داد، و جمال خويش را به دست دشمن سپرد
  63. 62. و قوم خود را به شمشير تسليم نمود، و با ميراث خود غضبناك گرديد
  64. 63. جوانان ايشان را در آتش سوزانيد، و براي دوشيزگان ايشان سرودِ نكاح نخواند
  65. 64. كاهنان ايشان به دم شمشير افتادند، بيوه‌هاي ايشان نوحه‌گري ننمودند
  66. 65. آن‌گاه خداوند مثل كسي كه خوابيده بود بيدار شد، مثل قدرتمندي كه از (مستي) شراب درآيد خروشيد
  67. 66. و دشمنان خود را به عقب راند، و ايشان را خجالت‌زده ابدي گردانيد
  68. 67. و خيمة يوسف را رد نموده، سبط افرايم را برنگزيد
  69. 68. ليكن سبط يهودا را برگزيد، و اين كوه صيون را كه دوست مي‌داشت
  70. 69. و قدس خود را مثل كوه‌هاي بلند بنا كرد، مثل جهان كه آن را تا به ابد بنياد نهاد
  71. 70. و بندة خود داويد را برگزيد، و او را از آغل‌هاي گوسفندان گرفت
  72. 71. از عقب ميش‌هاي شيرده او را آورد، تا قوم او يعقوب و ميراث او (بني) اسرائيل را رعايت كند
  73. 72. پس ايشان را به حسب كمال دل خود رعايت نمود، و ايشان را به مهارت دست‌هاي خويش هدايت كرد

فصل 79 ^^

  1. مزمور هفتاد و نهم
  2. 1. مزمور آساف، اي خد.ا امت‌ها به ميراث تو داخل شده، محراب قدس تو را بي‌عصمت ساختند، اورشليم را خرابه‌ها نمودند
  3. 2. لاش‌هاي بندگانت را به مرغان هوا براي خوراك دادند، و گوشت مقدسانت را به وحوش صحرا
  4. 3. خون ايشان را گرداگرد اورشليم مثل آب ريختند، و كسي نبود كه ايشان را دفن كند
  5. 4. نزد همسايگان خود خوار گرديده‌ايم، و نزد مجاوران خويش استهزاء‌ و مسخره شده‌ايم
  6. 5. تا كي اي خداوند تا به ابد خشمناك خواهي بود، آيا غيرت تو مثل آتش افروخته خواهد شد
  7. 6. قهر خود را بر امت‌هايي كه تو را نمي‌شناسند بريز، و بر ممالكي كه نام تو را نمي‌خوانند
  8. 7. زيرا كه يعقوب را از ميان برده، و مسكن او را خراب كرده‌اند
  9. 8. گناهان اجداد ما را بر ما به‌ياد مياور رحمت‌هاي تو بر ما پيشي جويند،‌ زيرا بسيار ذليل شده‌ايم
  10. 9. اي خد.اي نجات دهنده ما، بخاطر جلال نامت ما را ياري ده و خلاص كن و بخاطر نام خود گناهان ما را بيامرز
  11. 10. چرا امت‌ها مي‌گويند كه خد.اي ايشان كجاست، انتقام خون بندگانت كه ريخته شده است، بر امت‌ها در نظرها معلوم شود
  12. 11. نالة اسيران به حضور تو برسد، با عظمت بازوي خود آناني را كه به موت سپرده شده‌اند، برهان
  13. 12. و جزاي هفت چندان به همسايگان ما رسان، براي اهانتي كه به تو كرده‌اند اي خد.اوند
  14. 13. پس ما كه قوم تو و گوسفندان مرتع تو هستيم، تو را تا به ابد شكر خواهيم گفت، و تسبيح تو را نسلاً بعد نسل ذكر خواهيم نمود

فصل 80 ^^

  1. مزمور هشتادم
  2. 1. براي سالار مغنيان، بر شوشنيم عدوت، مزمور آساف
  3. 2. اي شبان (بني) اسرائيل بشنو اي كه يوسف را مثل گله رعايت مي‌كني، اي كه بر كروبيم جلوس نموده‌اي تجلي فرما
  4. 3. به حضور افرايم و بنيامين و منشه، توانايي خود را برانگيز و براي نجات ما بيا
  5. 4. اي خد.ا ما را درياب، عظمت خود نشان ده تا نجات يابيم
  6. 5. اي خداوند خد.اي صوااُت، تا به كي به دعاي قوم خويش غضبناك خواهي بود
  7. 6. نان ماتم را به ايشان مي‌خوراني، و اشك‌هاي بي‌اندازه به ايشان مي‌نوشاني
  8. 7. ما را محل منازعة همسايگان ما ساخته‌اي و دشمنان ما در ميان خويش ما را استهزاء مي‌نمايند
  9. 8. اي خد.اي لشگرها ما را درياب، و روي خوش نشان ده تا نجات يابيم
  10. 9. موي را از مصر بيرون آوردي، امت‌ها را بيرون كرده آن را غرس نمودي
  11. 10. پيش روي همه آن را وسعت دادي، پس ريشة خود را نيكو دوانيده زمين را پر ساخت
  12. 11. كوه‌ها به سايه‌اش پوشانيده شد، و سرودهاي آزاد خد.ا به شاخه‌هايش
  13. 12. شاخه‌هاي خود را تا دريا پهن كرد، و اندام خويش را تا به نهر
  14. 13. پس چرا ديوارهايش را شكسته‌اي، كه هر راهگذري آن را مي‌چيند
  15. 14. گرازهاي جنگل آن را ويران مي‌كنند، و وحوش صحرا در آن مي‌چرند
  16. 15. اي خد.اي لشگرها مرحمت فرموده از آسمان نظر كن، و ببين و از اين مُو تفقد نما
  17. 16. و از اين نهالي كه يمين تو غَرس شده است، و از آن فرزندي كه براي خويشتن قوي ساخته‌اي
  18. 17. مثل هيزم در آتش سوخته شده، و از عتاب روي تو تباه گرديده‌اند
  19. 18. (كمك) دست تو بر مردي‌كه در يمين تو است باشد، و بر پسر آدم كه او را براي خويشتن قوي ساخته‌اي
  20. 19. و ما از تو رو نخواهيم تافت، ما را حيات بده تا نام تو را بخوانيم
  21. 20. اي خداوند خد.اي لشگرها ما را درياب، و روي خوش نشان ده تا نجات يابيم




Mini Disclaimer:

The information contained herein does not constitute the full body of knowledge regarding each subject discussed. The content contained herein is a starting point for you to either follow us via this website or do further research. The information contained herein is of an advanced level for those seeking higher answers.

* Conditions may apply.
** Some links are affiliate links.
*** Please read full Disclaimer here.




 * conditions may apply
Tikun Meditation Project ©™ 2021 - 2026 + Modified: 2026-07-02

The Tikun Project

 Top Of page Nav page 
 Please email a friend. Nav page Top Of page