Tikun Project Tikun Project on X Tikun Project on redditTikun Project on InstaGram Tikun Project on FaceBook Donate Please

.تهیلیم نور را به تاریکی می‌آورد


فصل 1 ^^

  1. مزمور اول
  2. 1. خوشا به حال كسي كه به مشورت شريران نرود و به راه گناهكاران نايستد، و در مجلس استهزاء‌كنندگان ننشيند
  3. 2. بلكه رغبت او در شريعت خداوند است، و روز و شب در شريعت او تفكر مي‌كند
  4. 3. پس مثل درختي نشانده نزد نهرهاي آب خواهد بود، كه ميوة خود را در موسمش مي‌دهد، و برگش پژمرده نمي‌گردد، و هرآنچه مي‌كند نيك‌انجام خواهد بود
  5. 4. شريران چنين نيستند، بلكه مثل كاهند كه باد آن را پراكنده مي‌كند
  6. 5. پس شريران در داوري نخواهند ايستاد، و نه گناهكاران در جماعت عادلان
  7. 6. زيرا خداوند طريق عادلان را مي‌داند، ولي طريق گناهكاران فنا خواهد شد

فصل 2 ^^

  1. مزمور دوم
  2. 1. چرا امت‌ها خروش نموده‌اند، و طوائف در باطل تفكر مي‌كنند
  3. 2. پادشاهان زمين برمي‌خيزند و سروران با هم مشورت نموده‌اند، به ضدّ خداوند و به ضدّ ماشيح او
  4. 3. كه بندهاي ايشان را بگسليم، و زنجيرهاي ايشان را از خود بيندازيم
  5. 4. او كه بر آسمانها نشسته است مي‌خندد، خداوند بر ايشان استهزاء مي‌كند
  6. 5. آنگاه در خشم خود بديشان تكلم خواهد كرد،‌ و به غضب خويش ايشان را آشفته خواهد ساخت
  7. 6. و من پادشاه خود را نصب كرده‌ام، بر كوه مقدّس خود صيون
  8. 7. فرمان را اعلام مي‌كنم خداوند به من گفته است، تو فرزند من هستي امروز تو را متولد كردم
  9. 8. از من درخواست كن و امت‌ها را به ميراث تو خواهم داد، و اقصاي زمين را ملك تو خواهم گردانيد
  10. 9. ايشان را به عصاي آهنين خواهي شكست، مثل كوزة كوزه‌گر آنها را خُرد خواهي نمود
  11. 10. و اينك اي پادشاهان تعقل نماييد، اي داوران جهان متنبه گرديد
  12. 11. خداوند را با ترس عبادت كنيد، و با لرز شادي نماييد
  13. 12. منزه را ببوسيد مبادا (خد.اوند) غضبناك شود، و از طريق خود هلاك شويد، زيرا غضب او به اندكي افروخته مي‌شود، خوشا به حال همة آناني كه بر او توكل دارند

فصل 3 ^^

  1. مزمور سوم
  2. 1. مزمور داويد وقتي كه از پسر خود ابشالُوم فرار كرد
  3. 2. اي خداوند دشمنانم چه بسيار شده‌اند، بسياري به ضدّ من برمي‌خيزند
  4. 3. بسياري براي جان من مي‌گويند، از جانب خد.ا براي او خلاصي نيست سلاه
  5. 4. ليكن تو اي خداوند گرداگرد من سپر هستي، جلال من و فرازندة سر من
  6. 5. به آواز خود نزد خداوند مي‌خوانم، و من را از كوه مقدس خود اجابت مي‌نمايد سلاه
  7. 6. و اما من خسبيده بخواب رفتم و بيدار شدم، زيرا خداوند من را تقويت مي‌دهد
  8. 7. از كرورهاي مخلوق نخواهم ترسيد، كه گرداگرد من صف بسته‌اند
  9. 8. اي خداوند برخيز اي خد.اي من مرا برهان، زيرا سيلي بر رخسار همة دشمنانم زدي، دندان‌هاي شريران را شكستي
  10. 9. نجات از آنِ خداوند است، و بركت تو بر قوم تو مي‌باشد سلاه

فصل 4 ^^

  1. مزمور چهارم
  2. 1. براي سالار مغنيان بر نگينوت، مزمور داويد
  3. 2. اي خد.اي عدالت من، چون بخوانم مرا مستجاب فرما، در تنگي مرا وسعت دادي، بر من كرم فرموده دعاي مرا بشنو
  4. 3. اي فرزندان انسان تا به‌ كي جلال مرا خوار (مي‌كنيد)، و بطالت را دوست داشته دروغ را خواهيد طلبيد سلاه
  5. 4. اما بدانيد كه خداوند مرد صالح را براي خود انتخاب كرده است، و چون او را بخوانم خداوند خواهد شنيد
  6. 5. هراسان شويد و گناه مورزيد، در دل‌ها بر بسترهاي خود تفكر كنيد و خاموش باشيد سلاه
  7. 6. قرباني‌هاي عدالت را بگذرانيد، و بر خداوند توكل نماييد
  8. 7. بسياري مي‌گويند كيست كه به ما احسان نمايد، اي خداوند نور چهرة خويش را بر ما برافراز
  9. 8. شادماني در دل من پديد آورده‌اي، بيشتر از وقتي كه غله و شيرة ايشان افزون گرديد
  10. 9. به‌سلامتي مي‌خسبم. بخواب هم مي‌روم، زيرا كه تو فقط اي خداوند مرا در اطمينان ساكن مي‌سازي

فصل 5 ^^

  1. مزمور پنجم
  2. 1. براي سالار مغنيان بر نخيلوت، مزمور داويد
  3. 2. اي خداوند به سخنان من گوش بده، در تفكر من تأمل فرما
  4. 3. اي پادشاه و خد.اي من به آواز فريادم توجه كن، زيرا كه نزد تو دعا مي‌كنم
  5. 4. اي خداوند صبحگاهان آواز مرا خواهي شنيد، بامدادان (دعاي خود را) نزد تو آراسته مي‌كنم و انتظار مي‌كشم
  6. 5. زيرا تو خد.ايي نيستي كه به شرارت راغب باشي، و گناهكار نزد تو ساكن نخواهد شد
  7. 6. رسوايان درنظر تو نخواهند ايستاد، از همة بطالت‌كنندگان نفرت مي‌كني
  8. 7. دروغ‌گويان را هلاك خواهي ساخت، خداوند شخص خون ريز و حيله‌گر را مكروه مي‌دارد
  9. 8. و اما من از كثرت رحمت تو به خانه‌ات داخل خواهم شد، و بخاطر هيبتت به سوي هيكل قدس تو عبادت خواهم نمود
  10. 9. اي خداوند به‌سبب دشمنانم مرا به عدالت خود هدايت نما، و راه خود را پيش روي من هموار گردان
  11. 10. زيرا در دهان ايشان راستي نيست، باطن ايشان شرارت محض است، حلقوم ايشان گشاده قبري است، و زبان‌هاي خود را تيزي مي‌دهند
  12. 11. اي خد.ا ايشان را ملزم ساز تا به سبب مشورت‌هاي خود بيفتند، و به كثرت خطاياي ايشان، ايشان را طرد كن زيرا كه بر تو فتنه كرده‌اند
  13. 12. و همة متوكلانت شادي خواهند كرد و تا به ابد ترنم خواهند نمود، زيرا كه ملجاء ايشان تو هستي، و آناني كه اسم تو را دوست مي‌دارند در تو به وجد خواهند آمد
  14. 13. زيرا تو اي خداوند مرد عادل را بركت خواهي داد، او را به رضامندي مثل سپر احاطه خواهي نمود

فصل 6 ^^

  1. مزمور ششم
  2. 1. براي سالار مغنيان بر شمينيت، مزمور داويد
  3. 2. اي خداوند مرا در غضب خود توبيخ منما، و مرا در خشم خويش تاديب مكن
  4. 3. اي خداوند بر من كرم فرما زيرا كه پژمرده‌ام، اي خداوند مرا شفا ده زيرا كه استخوانهايم لرزانند
  5. 4. و جان من به شدت پريشان است، پس تو اي خداوند تا به كي
  6. 5. اي خداوند مرا درياب و جانم را خلاصي ده، به رحمت خويش مرا نجات بخش
  7. 6. زيرا كه در نيستي ذكر تو نمي‌باشد، در گور كيست كه تو را حمد گويد
  8. 7. از نالة خود وامانده‌ام، تمامي شب تخت‌خواب خود را (با گريه) غرق مي‌كنم، و بستر خويش را با اشك‌ها تر مي‌سازم
  9. 8. چشم من از غصه كاهيده شد، و به سبب همة دشمنانم تار گرديد
  10. 9. اي همة بدكاران از من دور شويد، زيرا خداوند آواز گرية مرا شنيده است
  11. 10. خداوند استغاثة مرا شنيده است، خداوند دعاي مرا اجابت خواهد نمود
  12. 11. همة دشمنانم به شدت خجل و پريشان خواهند شد، رو برگردانيده ناگهان خجل خواهند گرديد

فصل 7 ^^

  1. مزمور هفتم
  2. 1. شيگايون داويد كه آن را براي خداوند سرائيد به سبب سخنان كوش بن يميني
  3. 2. اي خداوند خد.اي من به تو پناه مي‌برم، از همة تعاقب كنندگانم مرا نجات ده و برهان
  4. 3. مبادا او مثل شير، جان مرا بدرد، و خورد سازد و نجات دهنده‌اي نباشد
  5. 4. اي خد.اوند، خد.اي من اگر چنين كردم، و اگر در دست من ظلمي پيدا شد
  6. 5. اگر به خير انديش خود بدي كردم، و بي‌سبب دشمن خود را تاراج نمودم
  7. 6. پس دشمن جانم را تعقيب كند، و آنرا گرفتار سازد، و حيات مرا به زمين پايمال كند، و جلالم را در خاك ساكن سازد سلاه
  8. 7. اي خداوند در غضب خود برخيز به سبب قهر دشمنانم بلند شو، براي من بيدار شو اي‌كه داوري را امر فرموده‌اي
  9. 8. و جميع امت‌ها گرداگرد تو بيايند‌، و بر بالاي ايشان به مقام اعلي رجوع فرما
  10. 9. خداوند امت‌ها را داوري خواهد نمود، اي خداوند موافق عدالتم و كمالي كه در من است مرا داد بده
  11. 10. بدي شريران نابود شود و عادل را پايدار كن، زيرا امتحان كنندة دل‌ها و قلوب خداي عادل است
  12. 11. حفاظت شدنم از جانب خد.ا مي‌باشد، كه راست‌دلان را نجات‌دهنده است
  13. 12. خد.ا داور عادل است، و هر روزه خد.ا (بر ظالمان) خشمناك مي‌شود
  14. 13. اگر (شرور) بازگشت نكند (خد.ا) شمشير خود را تيز خواهد كرد، كمان خود را كشيده و آماده كرده است
  15. 14. و براي او آلات مرگ را مهيا ساخته، و تيرهاي خويش را شعله‌ور گردانيده است
  16. 15. اينك به بطالت آبستن شده، و به ظلم حامله گرديده دروغ را زاييده است
  17. 16. و نيز حفره‌اي كَند و آن را گود نموده‌ است، در چاهي كه ساخت خود بيفتاد
  18. 17. ظلم او بر سرش خواهد برگشت، و ستم او بر فرقش فرود خواهد آمد
  19. 18. خداوند را بر حسب عدالتش حمد خواهم گفت، و اسم خداوند تعالي را تسبيح خواهم خواند

فصل 8 ^^

  1. مزمور هشتم
  2. 1. براي سالار مغنيان بر گيتيت، مزمور داويد
  3. 2. اي خداوند خد.اي ما چه بلند مرتبه است نام تو در تمامي زمين، كه جلال خود را فوق آسمان‌ها گذارده‌اي
  4. 3. از دهان كودكان و شيرخوارگان، بسبب (تنبيه) خصمانت قوت را بنا نهادي، تا دشمن و انتقام گيرنده را ساكت گرداني
  5. 4. چون به آسمان تو نگاه كنم كه صنعت انگشت‌هاي توست، و به ماه و ستارگاني كه تو آراستي
  6. 5. پس انسان چيست كه او را به ياد آوردي، و بني‌آدم كه از او تفقد نمايي
  7. 6. او را از فرشتگان اندكي كمتر ساختي، و تاج جلال و اكرام را بر سر او گذاردي
  8. 7. او را بر كارهاي دست خودت مسلط نمودي، و همه چيز را زير پاي وي نهادي
  9. 8. گوسفندان و گاوان جميعا، و بهايم صحرا را نيز
  10. 9. مرغان هوا و ماهيان دريا را، و هر چه بر راه‌هاي آب‌ها سِير مي‌كند
  11. 10. اي خد.اوند، خد.اي ما، چه بلند مرتبه است نام تو در تمامي زمين

فصل 9 ^^

  1. مزمور نهم
  2. 1. براي سالار مغنيان بر موت لبن مزمور داويد
  3. 2. خداوند را به تمامي دل حمد خواهم گفت، جميع عجايب تو را بيان خواهم كرد
  4. 3. در تو شادي و وجد خواهم نمود، نام تو را اي متعال خواهم سراييد
  5. 4. چون دشمنانم به عقب بازگردند، آنگاه لغزيده از حضور تو هلاك خواهند شد
  6. 5. زيرا انصاف و داوري بر من كردي، (چون) داور عادل بر مسند نشسته‌اي
  7. 6. امت‌ها را توبيخ نموده‌اي و شريران را هلاك ساخته، نام ايشان را محو كرده‌اي تا به ابد
  8. 7. و اما دشمنان نيست شده خرابه‌هاي ابدي گرديده‌اند، و شهرها را ويران ساخته‌اي حتي ذكر آنها نابود گرديد
  9. 8. ليكن خداوند پابرجا است تا به ابد، و تخت خويش را براي داوري برپا داشته است
  10. 9. و او ربع مسكون را به عدالت داوري خواهد كرد، و امت‌ها را به راستي داد خواهد داد
  11. 10. و خداوند قلعة بلند براي كوفته شدگان خواهد بود، قلعة‌ بلند در زمان‌هاي تنگي
  12. 11. و آناني كه نام تو را مي‌شناسند بر تو توكل خواهند داشت، زيرا اي خد.اوند، تو طالبان خود را هرگز ترك نكرده‌اي
  13. 12. خداوند را كه بر صيون متجلي است بسرائيد، كارهاي او را در ميان قوم‌ها اعلان نماييد
  14. 13. زيرا او كه انتقام گيرندة خون (بيگناهان) است ايشان را بياد آورده، و فرياد مساكين را فراموش نكرده است
  15. 14. اي خداوند بر من كرم فرموده به ظلمي كه از خصمان خود مي‌كشم نظر افكن، اي كه برافرازندة من از درهاي نيستي هستي
  16. 15. تا همة‌ تسبيحات تو را بيان كنم در دروازه‌هاي دختر صيون، در نجات تو شادي خواهم نمود
  17. 16. امت‌ها به چاهي كه كَنده بودند خود افتادند، در دامي كه نهفته بودند پاي ايشان گرفتار شد
  18. 17. خداوند خود را شناسانيده است و داوري كرده، و شرير از كار دست خود به دام گرفتار گرديده است، هيگايون سلاه
  19. 18. شريران به گور خواهند برگشت، و جميع امت‌هاي كه خد.ا را فراموش مي‌كنند
  20. 19. زيرا مسكين هميشه فراموش نخواهد شد، اميد حليمان تا به ابد ضايع نخواهد بود
  21. 20. قيام كن خداوند تا انسان غالب نيايد، امت‌ها به حضور تو داوري خواهند شد
  22. 21. اي خداوند ترس را بر ايشان مستولي گردان، تا امت‌ها بدانند كه انسانند سلاه

فصل 10 ^^

  1. مزمور دهم
  2. 1. اي خداوند چرا دور ايستاده‌اي، و خود را در وقت‌هاي تنگي پنهان مي‌كني
  3. 2. از تكبر شريران فقير تعقيب مي‌شود، در مشورت‌هايي كه انديشيده‌اند گرفتار مي شود
  4. 3. زيرا كه شرير به شهوات نفس خود فخر مي كند، و آنكه مي‌ربايد (عمل خود را) مي‌ستايد و خداوند را اهانت مي‌كند
  5. 4. شرير در غرور خود مي‌گويد بازخواست نخواهد كرد، همة فكرهاي او اينست كه خد.ايي نيست
  6. 5. راههاي او هميشه موفق‌اند، احكام تو براي او بلند و بعيد است، همة دشمنان خود را به هيچ مي‌شمارد
  7. 6. در دل خود گفته است هرگز لغزش نخواهم خورد، و هرگز بدي را نخواهم ديد
  8. 7. دهان او از لعنت و مكر و ظلم پر است، زير زبانش مشقت و گناه است
  9. 8. در كمين‌هاي دِهات مي‌نشيند، در جاي‌هاي مخفي بي‌گناه را مي‌كشد، چشمانش براي مسكينان مراقب است
  10. 9. در جاي مخفي مثل شير در بيشة خود كمين مي‌كند، به جهت گرفتن مسكين كمين مي‌كند، فقير را به دام خود كشيده گرفتار مي‌سازد
  11. 10. پس كوفته و خميده مي‌شود، و مساكين در زير (دست و پاي) زورآور او مي‌افتند
  12. 11. در دل خود گفت خد.ا را فراموش كرده است، روي خود را پوشانيده و هرگز نخواهد ديد
  13. 12. اي خداوند قيام كن اي خد.ا دست خود را برافراز، و مسكينان را فراموش مكن
  14. 13. چرا شرير خد.ا را اهانت كرده در دل خود مي‌گويد، تو بازخواست نخواهي كرد
  15. 14. البته ديده‌اي، زيرا كه تو بر جفا و قهر (شرير) مي‌نگري، تا به دست خود مكافات برساني، مسكين امر خويش را به تو تسليم كرده است، مددكار يتيمان تو هستي
  16. 15. بازوي گناهكار را بشكن، و اما شرير را از شرارت او بازخواست كن تا (ديگر ظلم را) نيابي
  17. 16. خداوند پادشاه است تا به ابد، امت‌هاي (كافر) از زمين او هلاك خواهند شد
  18. 17. او خداوند مسئلت مسكينان را اجابت كرده‌اي، دل ايشان را استوار نموده‌اي و به ايشان گوش فرا مي‌دهي
  19. 18. تا يتيمان و كوفته‌شدگان را دادرسي كني، انساني كه از زمين است هرگز نترسانند

فصل 11 ^^

  1. مزمور يازدهم
  2. 1. براي سالار مغنيان، مزمور داويد بر خداوند توكل مي دارم چرا به جانم مي‌گوييد، مثل مرغ به كوه خود بگريزيد
  3. 2. زيرا اينك شريران كمان را مي‌كشند و تير را بزه نهاده‌اند، تا بر راست دلان در تاريكي بيندازند
  4. 3. زيرا كه اركان منهدم مي‌شوند، و مرد عادل چه كند
  5. 4. خداوند در محراب قدس خود است و كرسي خداوند در آسمان، چشمان او مي‌نگرد پلك‌هاي وي بني‌آدم را مي‌آزمايد
  6. 5. خداوند مرد عادل را امتحان مي كند، و اما از شرير و دوستدار ظلم ذات او نفرت مي‌دارد
  7. 6. بر شرير دامها و آتش و كبريت خواهد بارانيد، و باد مسموم حصة پياله ايشان خواهد بود
  8. 7. زيرا خداوند عادل است و عدالت را دوست مي‌دارد، و راستان روي او را خواهند ديد

فصل 12 ^^

  1. مزمور دوازدهم
  2. 1. براي سالار مغنيان بر شمينيت، مزمور داويد
  3. 2. اي خداوند نجات بده زيرا كه مردم متقي نابود شده‌اند، و امناء از ميان بني‌آدم ناياب گرديده‌اند
  4. 3. همه به يكديگر دروغ مي‌گويند، به لب‌هاي چاپلوس و دل منافق سخن مي‌رانند
  5. 4. خداوند همة لب‌هاي چاپلوس را منقطع خواهد ساخت، و هر زباني را كه سخنان تكبرآميز بگويد
  6. 5. كه مي‌گويند بزبان خويش غالب مي‌آييم، لب‌هاي ما با ما است، كيست كه بر ما مسلط باشد
  7. 6. خداوند مي‌گويد به سبب غارت مسكينان و نالة فقيران اينك برمي‌خيزم، و او را در نجاتي كه براي آن آه مي‌كشد برپا خواهم داشت
  8. 7. كلام خداوند كلام پاكي است، نقرة مصفاي در قال زمين كه هفت مرتبه پاك شده است
  9. 8. تو اي خداوند ايشان را محافظت خواهي نمود، از اين دوره و تا به ابد محافظت خواهي فرمود
  10. 9. شريران بهر جانب مي‌خرامند، وقتي كه پليدي در بني‌آدم اوج مي‌گيرد

فصل 13 ^^

  1. مزمور سيزدهم
  2. 1. براي سالار مغنيان، مزمور داويد
  3. 2. اي خداوند تا به كي، آيا تا ابد مرا فراموش مي‌كني، تا به كي روي خود را از من خواهي پوشانيد
  4. 3. تا به كي براي جان خويش تدبير كنم و در دلم هر روزه غم باشد، تا به كي دشمنم بر من سرافراشته شود
  5. 4. اي خداوند خداي من نظر كرده مرا مستجاب فرما، چشمان مرا روشن كن مبادا به خواب مرگ بروم
  6. 5. مبادا دشمنم گويد بر او غالب آمدم، و مخالفانم از پريشانيم شادي نمايند
  7. 6. و اما من به رحمت تو توكل مي‌دارم، دل من در نجات تو شادي خواهد كرد براي خداوند سرود خواهم خواند، زيرا كه به من احسان نموده است

فصل 14 ^^

  1. مزمور چهاردهم
  2. 1. براي سالار مغنيان، مزمور داويد، احمق در دل خود مي‌گويد كه خد.ايي نيست، كارهاي خود را فاسد و مكروه ساخته‌اند و نيكوكاري نيست
  3. 2. خداوند از آسمان بر بني‌آدم نظر انداخت تا ببيند، كه آيا فهيم و طالب خدايي هست
  4. 3. همه رو گردانيده با هم فاسد شده‌اند، نيكوكاري نيست يكي هم ني
  5. 4. آيا همة گناهكاران بي‌معرفت هستند، كه قوم من را مي‌خورند چنانكه نان مي‌خورند، و خداوند را نمي‌خوانند
  6. 5. آنگاه ترس بر ايشان مستولي شد، زيرا خد.ا (حامي) حلقه عادلان است
  7. 6. مسكين را از تدبيرش كه خداوند ملجاء اوست، مأيوس مي‌كنيد
  8. 7. كاش كه نجات (بني) اسرائيل از صيون ظاهر مي‌شد، چون خداوند اسيري قوم خويش را برگرداند، يعقوب وجد خواهد نمود و (بني) اسرائيل شادمان خواهد گرديد

فصل 15 ^^

  1. مزمور پانزدهم
  2. 1. مزمور داويد، اي خداوند كيست كه در خيمة تو منزل كند، و كيست كه در كوه مقدس تو ساكن گردد
  3. 2. آنكه بي‌عيب سالك باشد و عدالت را به جا آورد، و در دل خويش راست‌گو باشد
  4. 3. كسي كه به زبان خود غيبت ننمايد، و به دوست خود بدي نكند و دربارة نزديكان خويش بدگويي را قبول ننمايد
  5. 4. كه در نظر خود حقير و خوار است، و آناني را كه از خداوند مي‌ترسند دوست مي‌دارد، و قسم به ضرر خود مي‌خورد و تغيير نمي‌دهد
  6. 5. نقرة خود را به سود نمي‌دهد و رشوه بر بي‌گناه نمي‌گيرد، آن كه اين را به جا آوَرَد، تا به ابد لغزش نخواهد خورد

فصل 16 ^^

  1. مزمور شانزدهم
  2. 1. ميختام داويد، اي خد.ا مرا حفاظت فرما، زيرا بر تو توكل مي‌دارم
  3. 2. خداوند را گفتي تو خداوند من هستي، نيكوئي من نيست غير از تو
  4. 3. و اما مقدساني كه در زمين‌اند و دليران (مؤمن)، تمامي اشتياق من به ايشان است
  5. 4. دردهاي آناني كه در پي (خد.اي)ديگر مي‌شتابند بسيار خواهد شد، هداياي ايشان را كه خوني است نخواهم ريخت، و نام ايشان را به زبانم نخواهم آورد
  6. 5. خداوند نصيب قسمت و پيمانة من است، تو قرعة مرا نگاه مي‌داري
  7. 6. خطه‌هاي من بجاي‌هاي خوش افتاد، ميراث زيبايي بمن رسيده است
  8. 7. خداوند را كه مرا نصيحت نمود متبارك مي‌خوانم، شبانگاه نيز (افكار) قلبم مرا تنبيه مي‌كنند
  9. 8. خداوند را هميشه پيش روي خود مي‌دارم، چون كه به دست راست من است ترديد نخواهم كرد
  10. 9. از اين رو دلم شادي مي‌كند و جلالم به وجد مي‌آيد، جسمم نيز در اطمينان ساكن خواهد شد
  11. 10. زيرا جانم را در عالم اموات رها نخواهي كرد و قدوس خود را نخواهي گذاشت كه فساد را ببيند
  12. 11. طريق حيات را به من خواهي آموخت، به حضور تو كمال خوشي است و به يمين تو لذت‌ها تا ابد

فصل 17 ^^

  1. مزمور هفدهم
  2. 1. تفيلاي داويد، اي خداوند عدالت را بشنو و به فرياد من توجه فرما، و دعاي مرا كه از لب بي‌ريا مي‌آيد گوش كن
  3. 2. داد من از حضور تو صادر شود، بصيرت تو راستي را ببيند
  4. 3. دل من را آزموده‌اي شبانگاه و از آن بازخواست كرده‌اي، من را قال گذاشته‌اي و هيچ نيافته و انديشه‌هايي غير از آنكه دهانم جاري شده باشد (نيافته‌اي)
  5. 4. و اما در (رابطه) با كارهاي آدميان بر حسب كلامت، خود را از راه‌هاي ظالم نگاه داشتم
  6. 5. قدمهايم به آثار تو برپا است، پس پاي‌هايم نخواهد لغزيد
  7. 6. اي خد.ا تو را خوانده‌ام زيرا كه مرا اجابت خواهي نمود، شنوايي خود را به من فراگير و سخن مرا بشنو
  8. 7. رحمت‌هاي خود را امتياز ده، اي كه متوكلان خويش را به يمين خود از مخالفان ايشان مي‌رهاني
  9. 8. من را مثل مردمك چشم نگاه دار، مرا زير ساية بال خود پنهان كن
  10. 9. از روي شريراني كه من را هلاك مي‌سازند، از دشمنانم كه (براي) گرفتن جانم من را احاطه مي‌كنند
  11. 10. دل فربة خود را بسته‌اند، به زبان خويش سخنان تكبرآميز مي‌گويند
  12. 11. اينك قدم‌هاي ما را احاطه كرده‌اند، و چشمان خود را دوخته‌اند تا ما را به زمين بيندازند
  13. 12. مثَل او مَثَل شيري است كه در دريدن حريص باشد، و مثَل شير ژيان كه در بيشة خود در كمين است
  14. 13. اي خداوند برخيز و پيش روي وي درآمده او را بينداز، و جانم را از شرير به شمشير خود برهان
  15. 14. از (دست) آدميان اي خداوند (من را) به دست خويش (برهان)، از اهل جهان كه نصيب ايشان در زندگانيست، كه شكم ايشان را به ذخاير خود پر ساختة، و از اولاد سير شده زيادي مال خود را براي اطفال خويش ترك مي‌كنند
  16. 15. و اما من روي تو را در عدالت خواهم ديد، و چون بيدار شوم از صورت تو سير خواهم شد

فصل 18 ^^

  1. مزمور هجدهم
  2. 1. براي سالار مغنيان مزمور داويد بندة خداوند كه كلام اين سرود را درباره خداوند گفت در روزي كه خداوند ا را از دست همة دشمنانش و از دست شائول رهايي داد
  3. 2. پس گفت اي خداوند اي قوت من، تو را دوست مي‌دارم
  4. 3. خداوند صخرة‌ من است و ملجا و نجات‌دهندة من خد.ايم صخرة من است كه به او پناه مي‌برم، سپر من و مايه نجاتم و قلعة بلند من
  5. 4. خداوند را كه سزاوار همه ستايش‌ها است خواهم خواند، پس از دشمنانم رهايي خواهم يافت
  6. 5. مرگ تار و پود من را احاطه كرده، و سيلاب‌هاي شرارت مرا ترسانيده‌اند
  7. 6. حلقه‌هاي كور دور من‌را گرفته‌اند، و دام‌هاي مرگ پيش روي من در آمده‌اند
  8. 7. در تنگي خود خداوند را مي‌خوانم و نزد خد.اي خويش استغاثة مي‌نمايم، او آواز من را از هيكل خود شنود و استغاثه من به حضورش به سمع وي مي‌رسد
  9. 8. زمين متزلزل و مرتعش شده اساس كوه‌ها بلرزيد، و متزلزل گرديد چون كه خشم او افروخته شد
  10. 9. دود از بيني كوه بر‌آمد و نار از دهانش ملتهب گشت، و آتش‌ها از آن افروخته گرديد
  11. 10. آسمان را كمان كرده نزول فرمود، و زير پاي وي تاريكي غليظ مي‌بود
  12. 11. بر كروبي سوار شده پرواز نمود، و بر بال‌هاي باد طيران كرد
  13. 12. تاريكي ر ا پردة خود و خيمة گرداگرد خويش بساخت، تاريكي آبها و ابرهاي متراكم را
  14. 13. از تابش پيش روي او ابرها مي‌شتافتند، تگرگ و آتش‌هاي افروخته
  15. 14. و خداوند از آسمان رعد كرده (خد.اوند) متعال آواز خود را بداد، تگرگ و آتش‌هاي افروخته را
  16. 15. پس تيرهاي خود را رها كرده ايشان را پراكنده ساخت، و برقها بينداخت و ايشان را پريشان نمود
  17. 16. آنگاه عمق‌هاي آب ظاهر شد، و اساس ربع مسكون مكشوف گرديد، از تنبيه تو اي خداوند از نفخة باد بيني تو
  18. 17. پس از آسمان فرستاده‌اي من را خواهد گرفت، و از آب‌هاي بسيار، بيرون خواهد كشيد
  19. 18. و من را از دشمنان زور آورم، و از خصمانم كه از من تواناتر شدند، رهايي خواهد داد
  20. 19. در روز بلا پيش رويم در آمدند، ليكن خداوند تكيه‌گاه من بود
  21. 20. و من را به جايگاه وسيع بيرون آورد، من را نجات داد زيرا كه در من رغبت مي‌داشت
  22. 21. خداوند موافق عدالتم من را جزا مي‌دهد، و به حسب پاكي عمل دست من را به مكافات مي‌رساند
  23. 22. زيرا كه سلوك خداوند را نگاه داشته، به خد.اي خويش عصيان نورزيده‌ام
  24. 23. و جميع احكام او پيش روي من بوده است، و فرائض او را از خود دور نكرده‌ام
  25. 24. و نزد او بي‌عيب بوده‌ام، و خويشتن را از گناه خود نگاه داشته‌ام
  26. 25. پس خداوند من را موافق عدالتم، و به حسب پاكي عمل دستم در نظر وي پاداش داده است
  27. 26. با شخص با تقوا، احسان خواهي كرد و با مرد كامل به كمال رفتار خواهي كرد
  28. 27. با پاكدل به روشني رفتار خواهي كرد و با كج‌رو، سرسخت خواهي بود
  29. 28. زيرا قوم مظلوم را خواهي رهانيد، و چشمان متكبران را به زير خواهي انداخت
  30. 29. زيرا كه تو چراغ من را خواهي افروخت، خداوند خد.ايم تاريكي من را روشن خواهد گردانيد
  31. 30. زيرا (به مدد) تو بر فوج‌ها حمله مي‌برم، و به كمك خد.ايم بر حصارها مي‌جهم
  32. 31. و اما خد.ا طريق او كامل است و كلام خداوند مصفا، او براي همة متوكلان خود سپر است
  33. 32. زيرا كيست خد.ا غير از خد.اوند، و كيست صخرة غير از خد.اي ما
  34. 33. خد.ايي كه كمر من را به قوت بسته، و راه‌هاي من را كامل گردانيده است
  35. 34. پاي‌هاي من را مثل گوزن ساخته، و من را به مقام‌هاي اعلاي من برپا داشته است
  36. 35. دست‌هاي من را براي جنگ تعليم داد‌ه است، كه كمان برنجين به بازوي من خم شد
  37. 36. سپر نجات خود را به من داده‌اي، يمينت عمود من شده و مهرباني تو من را بزرگ ساخته است
  38. 37. قدم‌هايم را زير بدنم استوار نمودي، كه مچ پاي‌هاي من نلغزيد
  39. 38. دشمنان خود را تعقيب نموده به ايشان خواهم رسيد، و تا نابود نشوند بر نخواهم گشت
  40. 39. ايشان را فرو خواهم كوفت كه نتوانند برخاست، و زير پاهاي من خواهند افتاد
  41. 40. زيرا كمر من را براي جنگ به قوت بسته‌اي، و مخالفانم را زير پايم انداخته‌اي
  42. 41. گردن‌هاي دشمنانم را به من تسليم كرده‌اي، تا خصمان خود را نابود بسازم
  43. 42. نزد خداوند فرياد برآوردند اما رهاننده‌اي نبود، (خد.اوند) ايشان را اجابت نكرد
  44. 43. ايشان را چون غبار پيش باد ساييده‌ام، مثل گِلِ كوچه‌ها ايشان را دور ريخته‌ام.
  45. 44. من را از منازعه‌اي قوم برهان سر امت‌ها ساز، قومي را كه نشناخته بودم من را خدمت نمايد
  46. 45. به مجرد شنيدن من را اطاعت خواهند كرد، فرزندان غريبان (دشمنيشان را ) نزد من حاشا خواهند نمود
  47. 46. فرزندان غريبان پژمرده مي‌شوند، و در قلعه‌هاي خود خواهند لرزيد
  48. 47. خداوند زنده است و صخرة‌ من متبارك باد، و خد.اي نجات من متعال
  49. 48. خد.ايي كه براي من انتقام مي‌گيرد، و كافران را در برابر من مغلوب مي‌سازد
  50. 49. من را از دشمنانم رهانيده بر خصمانم بلندتر كرده‌اي، و از مرد ظالم من را خلاصي داده‌اي
  51. 50. لهذا اي خداوند تو را در ميان امت‌ها حمد خواهم گفت، و به نام تو سرود خواهم خواند
  52. 51. كه نجات عظيمي به پادشاه خود داده و به ماشيح خويش رحمت نموده است، يعني به داويد و ذريت او تا ابد

فصل 19 ^^

  1. مزمور نوزدهم
  2. 1. براي سالار مغنيان، مزمور داويد
  3. 2. آسمان‌ها جلال خد.ا را بيان مي‌كنند، و فلك از عمل دستهايش خبر مي‌دهد
  4. 3. روز سخن مي‌راند تا روز، و شب معرفت را اعلان مي‌كند تا شب
  5. 4. سخني نيست و كلامي ني، و آواز آنها شنيده نمي‌شود
  6. 5. گستره آن‌ها در تمام جهان بيرون رفت، و بيان آنها تا اقصاي ربع مسكون خيمه‌اي براي آفتاب در آنها قرار داد
  7. 6. و او مثل داماد از حجله‌اي خود بيرون مي‌آيد، و مثل پهلوان از دويدن در مسير شادي مي‌كند
  8. 7. خروجش ازكرانة آسمان است و مدارش تا به كرانة ديگر، و هيچ چيز از حرارتش مستور نيست
  9. 8. شريعت خداوند كامل است و جان را احياء مي‌كند، گواهي خداوند معتبر است و جاهل را حكيم مي‌گرداند
  10. 9. فرائض خداوند راست است و دل را شاد مي‌سازد، امر خداوند پاك است و چشم را روشن مي‌كند
  11. 10. ترس خداوند پاك است و ثابت است تا به ابد، احكام خداوند حق و به تمامي عدل است
  12. 11. ازطلا مرغوب‌تر از زر خالص بسيار، از شهد شيرين‌تر و از قطرات شانة عسل
  13. 12. بندة‌ تو نيز از آنها متنبه مي‌شود، و درحفظ آنها ثواب عظيمي است
  14. 13. كيست كه خطاهاي خود را بداند، من را از خطاياي مخفي پاك ساز
  15. 14. بنده‌ات را نيز از اعمال متكبرانه بازدار تا بر من مسلط نشود، آنگاه بي‌عيب و از گناه عظيم مبرا خواهم بود

فصل 20 ^^

  1. مزمور بيستم
  2. 1. سخنان دهانم و تفكر دلم منظور نظر تو باشد، اي خداوند كه صخرة منت و نجات‌دهندة‌ من هستي
  3. 2. براي سالار مغنيان، مزمور داويد
  4. 3. خداوند تو را در روز تنگي مستجاب فرمايد، نام خد.اي يعقوب تو را سرافراز نمايد
  5. 4. نصرت براي تو از قدس خود بفرستد، و تو را از صيون تاييد نمايد
  6. 5. جميع هداياي تو را به ياد آورد، و قرباني‌هاي سوختني تو را قبول فرمايد سلاه
  7. 6. موافق دل تو به تو عطا فرمايد، و همة مشورت‌هاي تو را به انجام رساند
  8. 7. به نجات تو خواهيم سراييد، و به نام خد.اي خود عَلَم خود را خواهيم افراشت، خداوند تمامي مسئلت تو را به انجام خواهد رسانيد
  9. 8. و حال دانسته‌ام كه خداوند ماشيح خود را مي‌رهاند، از فلك قدس خود او را اجابت خواهد نمود، به قوت نجات‌بخش يمين خويش
  10. 9. اينان عرابه‌ها را و آنان اسب‌ها را، اما ما نام خداوند خد.اي خود را ذكر خواهيم نمود
  11. 10. ايشان خم شده افتاده‌اند، و اما ما برخاسته ايستاده‌ايم
  12. 11. اي خداوند نجات بده، پادشاه در روزي كه بخوانيم ما را مستجاب فرمايد




Mini Disclaimer:

The information contained herein does not constitute the full body of knowledge regarding each subject discussed. The content contained herein is a starting point for you to either follow us via this website or do further research. The information contained herein is of an advanced level for those seeking higher answers.

* Conditions may apply.
** Some links are affiliate links.
*** Please read full Disclaimer here.




 * conditions may apply
Tikun Meditation Project ©™ 2021 - 2026 + Modified: 2026-07-02

The Tikun Project

 Top Of page Nav page 
 Please email a friend. Nav page Top Of page