Tikun Project Tikun Project on X Tikun Project on redditTikun Project on InstaGram Tikun Project on FaceBook Donate Please


فصل 126 ^^

  1. مزمور صدو بيست و ششم
  2. 1. سرود معلوت، چون خداوند اسيران صيون را بازآورد، مثل خواب‌زدگان شديم
  3. 2. آنگاه دهان ما از خنده پُر شد، و زبان ما از ترنم، آنگاه در ميان امت‌ها گفتند، كه خداوند با ايشان كارهاي عظيم كرده است
  4. 3. خداوند براي ما كارهاي عظيم كرده است، كه از آن‌ها شادمان هستيم
  5. 4. اي خداوند اسيران ما را بازآور، مثل نهرها در جنوب
  6. 5. آناني كه با اشك‌ها مي‌كارند، با ترنم درو خواهند نمود
  7. 6. آن كه با گريه بيرون مي‌رود و تخم براي زراعت مي‌برد، هر آينه با ترنم خواهد برگشت و بافه‌هاي خويش را خواهد آورد

فصل 127 ^^

  1. مزمور صدو بيست و هفتم
  2. 1. سرود معلوت از سليمان، اگر خداوند خانه را برپا نكند، بنايانش زحمت بي‌فايده مي‌كشند، اگر خداوند شهر را نگهباني نكند، پاسبانان بي‌فايده پاسباني مي‌كنند
  3. 2. بي‌فايده است كه شما صبح زود برمي‌خيزيد و شب دير مي‌خوابيد، و نان مشقت را مي‌خوريد، در حاليكه (خد.اوند) محبوب خويش را خواب راحت مي‌بخشد
  4. 3. اينك پسران ميراث از جانب خداوند مي‌باشند، و ثمرة بطن، اجرتي از اوست
  5. 4. مثل تيرها در دست مرد زورآور، همچنان هستند اولاد (دوره) جواني
  6. 5. خوشا به حال كسي كه تركش خود را از ايشان پر كرده است، خجل نخواهند شد بلكه با دشمنان در دروازه سخن خواهند راند

فصل 128 ^^

  1. مزمور صدو بيست و هشتم
  2. 1. سرود معلوت، خوشا به حال كسي كه از خداوند مي‌ترسد، و بر طريق‌هاي او سالك مي‌باشد
  3. 2. نتيجه عمل دست‌هاي خود را خواهي خورد، خوشا به حال تو و سعادت با تو خواهد بود
  4. 3. زن تو مثل مُوِ بارور به اطراف خانة تو خواهد بود، و پسرانت مثل نهال‌هاي زيتون گرداگرد سفرة‌ تو
  5. 4. اينك همچنين مبارك خواهد بود، كسي كه از خداوند مي‌ترسد
  6. 5. خداوند تو را از صيون بركت خواهد داد، و در تمام ايام عمرت سعادت اورشليم را خواهي ديد
  7. 6. پسرانِ پسران خود را خواهي ديد، سلامتي بر (بني) اسرائيل باد

فصل 129 ^^

  1. مزمور صدو بيست و نهم
  2. 1. سرود معلوت، چه بسيار از طفوليتم من را اذيت رسانيدند، (بني) اسرائيل الآن بگويند
  3. 2. چه بسيار از طفوليتم من را اذيت رسانيدند، ليكن بر من غالب نيامدند
  4. 3. شياركنندگان بر پشت من شيار كردند، و شيارهاي خود را طولاني نمودند
  5. 4. اما خداوند عادل است، و بندهاي شريران را گسيخت
  6. 5. خجل و برگردانيده شوند، همة كساني كه از صيون نفرت دارند
  7. 6. مثل گياه بر پشت بام‌ها باشند، كه پيش از آنكه آن را بچينند مي‌خشكد
  8. 7. كه دروكننده دست خود را از آن پر نمي‌كند، و نه دسته‌بند آغوش خود را
  9. 8. و راهگذران نمي‌گويند بركت خداوند بر شما باد، شما را به نام خداوند مبارك مي‌خوانيم

فصل 130 ^^

  1. مزمور صد و سي‌ام
  2. 1. سرود معلوت، اي خداوند از نهادم نزد تو فرياد برآوردم
  3. 2. اي خداوند آواز من را بشنو، و گوش‌هاي تو به آواز ناله من آشنا شود
  4. 3. اي «ياه» اگر گناهان را به نظر آوري، كيست اي خداوند كه به حضور تو بايستد
  5. 4. ليكن مغفرت نزد تو است، تا از تو بترسند
  6. 5. منتظر خداوند هستم جان من منتظر است، و به كلام او اميدوارم
  7. 6. جان من منتظر خداوند است، زياده از منتظران صبح بلي زياده از منتظران صبح
  8. 7. (بني) اسرائيل براي خداوند اميدوار باشند، زيرا كه رحمت نزد خداوند است، و نزد اوست نجات فراوان
  9. 8. و او (بني) اسرائيل را فديه خواهد داد، از جميع گناهان وي

فصل 131 ^^

  1. مزمور صد و سي و يكم
  2. 1. سرود درجات از داويد، اي خداوند دل من متكبر نيست، و نه چشمانم مغرور و خويشتن را به كارهاي بزرگ مشغول نساختم، و نه به‌كارهايي كه از عقل من بعيد است
  3. 2. بلكه جان خود را آرام و ساكت ساختم، مثل بچة از شير باز داشته شده نزد مادر خود، جانم در من بود مثل بچة از شير بازداشته شده
  4. 3. (بني) اسرائيل بر خداوند اميدوار باشند، از حالا و تا به ابد

فصل 132 ^^

  1. مزمور صد و سي و دوم
  2. 1. سرود معلوت، اي خداوند براي داويد به ياد آور، همة مذلت‌هاي او را
  3. 2. چگونه براي خداوند قسم خورد، و براي قادر مطلق يعقوب نذر نمود
  4. 3. كه به خيمة خانة خود هرگز داخل نخواهم شد، و بر بستر آرام نخواهم گرفت
  5. 4. خواب به چشمان خود نخواهم داد، و نه چرت به مژگان خويش
  6. 5. تا مكاني براي خداوند پيدا كنم، و مسكني براي قادر مطلق يعقوب
  7. 6. اينك ذكر آن را در «افراته» شنيديم، و آن را در صحراي جنگل يافتيم
  8. 7. به مسكن‌هاي او داخل شويم، و نزد قدمگاه وي پرستش نماييم
  9. 8. اي خداوند از جايگاه خود برخيز و بيا، تو و صندوق جلال تو
  10. 9. كاهنان تو به عدالت ملبس شوند، و مقدسانت ترنم نمايند
  11. 10. به خاطر بندة خود داويد، روي ماشيح خود را از ما بر مگردان
  12. 11. خداوند براي داويد به راستي قسم خورد، و از آن بر نخواهد گشت، كه از ثمرة صُلْب تو را بر تخت تو خواهم گذاشت
  13. 12. اگر پسران تو عهد من را نگاه دارند، و فرمان‌هايم را كه بديشان مي‌آموزم، پسران ايشان نيز بر كرسي تو تا به ابد خواهند نشست
  14. 13. زيرا كه خداوند صيون را برگزيده است، و آن را براي مسكن خويش مرغوب فرموده
  15. 14. اين است جايگاه من تا به ابد، اينجا ساكن خواهم بود زيرا در اين رغبت دارم
  16. 15. آذوقة آن را هر آينه بركت خواهم داد، و فقيرانش را به نان سير خواهم ساخت
  17. 16. و كاهنانش را به نجات ملبس خواهم ساخت، و مقدسانش هر آينه ترنم خواهند نمود
  18. 17. در آنجا شاخ داويد را خواهم رويانيد، و چراغي براي ماشيح خود آماده خواهم ساخت
  19. 18. دشمنان او را به خجالت ملبس خواهم ساخت، و تاج او به روي شكوفه خواهد آورد

فصل 133 ^^

  1. مزمور صد و سي و سوم
  2. 1. سرود معلوت از داويد، اينك چه خوش و چه دلپسند است، كه برادران به يك‌دلي با هم ساكن شوند
  3. 2. مثل روغن نيكو بر سر است، كه به ريش فرود مي‌آيد، يعني به ريش هارون، كه به دامن ردايش فرود مي‌آيد
  4. 3. و مثل شبنم حرمون است، كه بر كوه‌هاي صيون فرود مي‌آيد، زيرا كه در آنجا خداوند بركت خود را فرموده است، يعني حيات را تا به ابد

فصل 134 ^^

  1. مزمور صد و سي و چهارم
  2. 1. سرود معلوت، هان خداوند را متبارك خوانيد، اي جميع بندگان خد.اوند، كه شبانگاه در خانة خداوند مي‌ايستيد
  3. 2. دست‌هاي خود را به قدس برافرازيد، و خداوند را متبارك خوانيد
  4. 3. خداوند كه آسمان و زمين را آفريد، تو را از صيون بركت خواهد داد

فصل 135 ^^

  1. مزمور صد و سي و پنجم
  2. 1. هللوياه نام خداوند را تسبيح بخوانيد، اي بندگان خداوند تسبيح بخوانيد
  3. 2. اي شما كه در خانة‌ خداوند مي‌ايستيد، در صحن‌هاي خانة خد.اي ما
  4. 3. هللوياه زيرا خداوند نيكو است، نام او را بسراييد زيرا كه دلپسند است
  5. 4. زيرا كه خداوند يعقوب را براي خود برگزيد، و (بني) اسرائيل را به جهت ملِك خاصّ خويش
  6. 5. زيرا مي‌دانم كه خداوند بزرگ است، و خداوند ما برتر است از جميع فرشتگان
  7. 6. هر آنچه خداوند خواست آن را انجام داد، در آسمان و در زمين و در دريا و در همة لجّه‌ها
  8. 7. ابرها را از اقصاي زمين بر مي‌آورد و برق‌ها را براي باران مي‌سازد، و بادها را از مخزن‌هاي خويش بيرون مي‌آورد
  9. 8. كه نخست‌زادگان مصر را كُشت، هم از انسان و هم از بهايم
  10. 9. آيات و معجزات را در ميان تو اي مصر فرستاد، بر فرعون و بر جميع بندگان وي
  11. 10. كه امت‌هاي بسيار را زد، و پادشاهان عظيم را نابود ساخت
  12. 11. سيحون پادشاه اموريان، و عوج پادشاه باشان، و جميع ممالك كنعان را
  13. 12. و زمين ايشان را به ميراث داد، يعني به ميراث قوم خود (بني) اسرائيل
  14. 13. اي خداوند نام تو است تا به ابد، و اي خداوند يادگاري تو است تا جميع دوران
  15. 14. زيرا خداوند قوم خود را داوري خواهد نمود، و بر بندگان خويش شفقت خواهد فرمود
  16. 15. بت‌هاي امت‌ها طلا و نقره مي‌باشند، عمل دست‌هاي انسان
  17. 16. دهن‌ها دارند و سخن نمي‌گويند، چشمان دارند و نمي‌بينند
  18. 17. گوش‌ها دارند و نمي‌شنوند بلكه در دهان ايشان هيچ نَفَس نيست
  19. 18. سازندگان آن‌ها مثل آن‌ها مي‌باشند، و هر كه بر آن‌ها توكل دارد
  20. 19. اي خاندان (بني) اسرائيل خداوند را متبارك خوانيد، اي خاندان هارون خداوند را متبارك خوانيد
  21. 20. اي خاندان لاوي خداوند را متبارك خوانيد، اي ترسندگان خد.اوند، خداوند را متبارك خوانيد

فصل 136 ^^

  1. مزمور صد و سي و ششم
  2. 1. خداوند از صيون متبارك باد، كه در اورشليم ساكن است هللوياه
  3. 2. خداوند را حمد گوييد زيرا كه نيكو است، و رحمت او ابدي است
  4. 3. خد.اي فرشتگان را حمد گوييد، زيرا كه رحمت او ابدي است
  5. 4. پادشاه پادشاهان را حمد گوييد، زيرا كه رحمت او ابدي است
  6. 5. او را كه تنها كارهاي عجيبِ عظيم مي‌كند، زيرا كه رحمت او ابدي است
  7. 6. او را كه آسمان‌ها را به حكمت آفريد، زيرا كه رحمت او ابدي است
  8. 7. او را كه زمين را بر آب‌ها گسترانيد، زيرا كه رحمت او ابدي است
  9. 8. او را كه نورهاي بزرگ آفريد، زيرا كه رحمت او ابدي است
  10. 9. آفتاب را براي سلطنت روز، زيرا كه رحمت او ابدي است
  11. 10. ماه و ستارگان را براي سلطنت شب، زيرا كه رحمت او ابدي است
  12. 11. كه مصر را در نخست‌زادگانش زد، زيرا كه رحمت او ابدي است
  13. 12. و (بني) اسرائيل را از ميان ايشان بيرون آورد، زيرا كه رحمت او ابدي است
  14. 13. با دست قوي و بازوي برافراشته، زيرا كه رحمت او ابدي است
  15. 14. او را كه بحر قلزم را به دو بخش تقسيم كرد، زيرا كه رحمت او ابدي است
  16. 15. و (بني) اسرائيل را از ميان آن گذرانيد، زيرا كه رحمت او ابدي است
  17. 16. و فرعون و لشكر او را در بحر قلزم انداخت، زيرا كه رحمت او ابدي است
  18. 17. او را كه قوم خويش را در صحرا رهبري نمود، زيرا كه رحمت او ابدي است
  19. 18. او را كه پادشاهان بزرگ را زد، زيرا كه رحمت او ابدي است
  20. 19. و پادشاهان نامور را نابود كرد، زيرا كه رحمت او ابدي است
  21. 20. سيحون پادشاه اموريان را، زيرا كه رحمت او ابدي است
  22. 21. و عوج پادشاه باشان را، زيرا كه رحمت او ابدي است
  23. 22. و زمين ايشان را به ارثيّت داد، زيرا كه رحمت او ابدي است
  24. 23. يعني به ارثيّت بندة خويش (بني) اسرائيل، زيرا كه رحمت او ابدي است
  25. 24. و ما را در مذلت ما به ياد آورد، زيرا كه رحمت او ابدي است
  26. 25. و ما را از دشمنان ما رهايي داد، زيرا كه رحمت او ابدي است
  27. 26. كه همة‌ بشر را روزي مي‌دهد، زيرا كه رحمت او ابدي است
  28. 27. خد.اي آسمان‌ها را حمد گوييد، زيرا كه رحمت او ابدي است

فصل 137 ^^

  1. مزمور صد و سي و هفتم
  2. 1. نزد نهرهاي بابل آنجا نشستيم، و گريه نيز كرديم چون صيون را به ياد آورديم
  3. 2. بربط‌هاي خود را آويختيم، بر درختان بيد كه در ميان آن بود
  4. 3. زيرا كه آناني كه ما را به اسيري برده بودند، در آن‌جا از ما سرود خواستند، و آناني كه ما را تاراج كرده بودند شادماني (خواستند)، كه يكي از سرودهاي صيون را براي ما بسراييد
  5. 4. چگونه سرود خداوند را، در زمين بيگانه بخوانيم
  6. 5. اگر تو را اي اورشليم فراموش كنم، آنگاه دست راست من (مرا) فراموش كند
  7. 6. اگر تو را به ياد نياورم آنگاه زبانم به كامم بچسبد، اگر اورشليم را در رأس شادماني خود قرار ندهم
  8. 7. اي خداوند روز (ويراني) اورشليم را براي بني اِدُوم به ياد آور، كه مي‌گفتند منهدم سازيد تا بنيادش منهدم سازيد
  9. 8. اي دختر بابِل كه ويران خواهي شد، خوشا به حال آن كه به تو جزا دهد، چنان كه تو به ما جزا دادي
  10. 9. خوشا به حال آن كه افراد تو را بگيرد، و ايشان را به صخره‌ها بزند

فصل 138 ^^

  1. مزمور صد و سي و هشتم
  2. 1. مزمور داويد، تو را به تمامي دل خود حمد خواهم گفت، به حضور بزرگان تو را حمد خواهم گفت
  3. 2. به سوي محراب قدس تو عبادت خواهم كرد، و نام تو را حمد خواهم گفت، به‌سبب رحمت و راستي تو، زيرا (با اداي) كلامت، نامت را بيش از (انجام) تمام (عجايب) بزرگ آوازه كردي
  4. 3. در روزي كه تو را خواندم من را اجابت فرمودي، و من را با قوت در جانم شجاع ساختي
  5. 4. اي خداوند تمام پادشاهان جهان تو را حمد خواهند گفت، چون كلام دهان تو را بشنوند
  6. 5. و طريق‌هاي خداوند را خواهند سراييد،‌ زيرا كه جلال خداوند عظيم است
  7. 6. زيرا كه خداوند متعال است ليكن بر فروتنان نظر مي‌كند، و اما متكبران را از دور مي‌شناسد
  8. 7. اگر چه در تنگنا راه بروم من را زنده نگه مي‌دارد، دست خود را بر خشم دشمنان دراز مي‌كني، و يمينت من را نجات خواهد داد
  9. 8. خداوند كار من را به كمال خواهد رسانيد، اي خداوند رحمت تو ابدي است، كارهاي دست خويش را ترك منما

فصل 139 ^^

  1. مزمور صد و سي و نهم
  2. 1. براي سالار مغنيان، مزمور داويد، اي خداوند من را آزموده و شناخته‌اي
  3. 2. تو نشستن و برخاستن من را مي‌داني، و فكرهاي من را از دور فهميده‌اي
  4. 3. راه رفتن و خوابيدن من را نظاره كرده‌اي، و همة طريق‌ها من را دانسته‌اي
  5. 4. زيرا كه سخني بر زبان من نيست، جز اينكه تو اي خداوند آن را تماماً دانسته‌اي
  6. 5. از عقب و از پيش من را احاطه كرده‌اي، و دست خويش را بر من نهاده‌اي
  7. 6. اين‌گونه معرفت برايم زياده عجيب است، و عظيم است كه بدان نمي‌توانم رسيد
  8. 7. سوي تو كجا بروم، و از حضور تو كجا بگريزم
  9. 8. اگر به آسمان صعود كنم تو آنجا هستي، و اگر در گور بستر بگسترانم اينك تو آنجا هستي
  10. 9. اگر بال‌هاي سَحَر را بگيرم، و در اقصاي دريا ساكن شوم
  11. 10. در آنجا نيز دست تو من را رهبري خواهد نمود، و دست راست تو من را خواهد گرفت
  12. 11. و گفتم يقيناً تاريكي من را خواهد پوشانيد، كه در حالْ شب گرداگرد من روشنايي گرديد
  13. 12. تاريكي نيز نزد تو تاريك نيست و شب مثل روز روشن است، و تاريكي و روشنايي يكي‌است
  14. 13. زيرا كه تو بر دل من مالك هستي، من را در رَحِم مادرم نقش بستي
  15. 14. تو را حمد خواهم گفت زيرا كه به طور مهيب و عجيب خلق شده‌ام، كارهاي تو عجيب است و جان من اين را نيكو مي‌داند
  16. 15. استخوان‌هايم از تو پنهان نبود وقتي كه در نهان ساخته مي‌شدم، و در اسفل زمين نقشبندي مي‌گشتم
  17. 16. چشمان تو جنين من را ديده است، و در دفتر تو همة اعضاي من نوشته شده، در روزهايي كه ساخته مي‌شد، وقتي كه يكي از آن‌ها وجود نداشت
  18. 17. اي خد.ا فكرهاي تو نزد من چه‌قدر گرامي است، و جملة آنها چه عظيم است
  19. 18. اگر آن‌ها را بشمارم از ريگ زياده است، وقتي كه بيدار مي‌شوم هنوز نزد تو حاضر هستم
  20. 19. يقيناً اي خد.ا شريران را از ميان خواهي برد، پس اي مردمان خون‌ريز از من دور شويد
  21. 20. زيرا سخنان مكرآميز دربارة تو مي‌گويند، و دشمنانت نام تو را به باطل مي‌برند
  22. 21. اي خداوند آيا نفرت نمي‌دارم از آناني كه تو را نفرت مي‌دارند، و آيا مخالفان تو را مجادله نخواهم كرد
  23. 22. ايشان را به نفرت تمام نفرت مي‌دارم، ايشان را دشمنان خويشتن مي‌شمارم
  24. 23. اي خد.ا من را نظاره كن و دل من را بشناس، من را آزمايش كن و فكرهاي من را بدان
  25. 24. و ببين كه آيا در من راه فساد است، و من را به طريق جاوداني هدايت فرما

فصل 140 ^^

  1. مزمور صد و چهلم
  2. 1. براي سالار مغنيان، مزمور داويد
  3. 2. اي خداوند من را از مرد شرير رهايي ده، و از مرد ظالم من را محفوظ فرما
  4. 3. كه در دل هاي خود در شرارت تفكر مي‌كنند، و تمامي روز براي جنگ جمع مي‌شوند
  5. 4. زبان‌هاي خود را مثل مار تيز مي‌كنند، و زهر افعي زير لب ايشان است سلاه
  6. 5. اي خداوند من را از دست شرير نگاه دار، از مرد ظالم من را محافظت فرما كه تدبير مي‌كنند تا پاي‌هاي من را بلغزانند
  7. 6. متكبران براي من تله و ريسمان‌ها پنهان كرده و دام به سر راه گسترده، و كمندها براي من نهاده‌اند سلاه
  8. 7. به خداوند گفتم تو خد.اي من هستي، اي خداوند آواز تضرع من را بشنو
  9. 8. اي خد.اوند، خد.ا كه قوت نجات من هستي،، تو سر من را در روز جنگ پوشانيده‌اي
  10. 9. اي خداوند آرزوهاي شرير را برايش برآورده نكن، و تدابير او را به انجام مرسان مبادا (شريران) سرافراشته شوند سلاه
  11. 10. و اما سرهاي آناني كه من را احاطه مي‌كنند، شرارت لب‌هاي ايشان آن‌ها را در آتش خواهند پوشانيد
  12. 11. اخگرهاي سوزنده را برايشان خواهند ريخت، ايشان را در آتش خواهند انداخت، و در ژرفي‌ها كه ديگر نخواهند برخاست
  13. 12. مرد بدگو زمين پايدار نخواهد شد، مرد ظالم را شرارت صيد خواهد كرد تا او را به پرتگاه افكند
  14. 13. مي‌دانم كه خداوند دادرسي فقير را خواهد كرد، و داوري مسكينان را خواهد نمود
  15. 14. هر آينه عادلان نام تو را حمد خواهند گفت، و راستان به حضور تو ساكن خواهند شد

فصل 141 ^^

  1. مزمور صد و چهل و يكم
  2. 1. مزمور داويد، اي خداوند تو را مي‌خوانم نزد من بشتاب، و چون تو را بخوانم آواز من را بشنو
  3. 2. دعاي من به حضور تو مثل بخور آراسته شود، و برافراشتن دست‌هايم مثل هدية شام
  4. 3. اي خداوند بر دهان من نگاهباني قرار ده، و در لب‌هايم را نگاه دار
  5. 4. دل من را به عمل بد مايل مگردان، تا مرتكب اعمال زشت با مردان بدكار نشوم، و از چيزهاي لذيذ ايشان نخورم
  6. 5. مرد عادل چون من را بزند لطف خواهد بود، و من را تأديب نمايد روغن براي سر خواهد بود، و سر من آن را ابا نخواهد نمود،‌ زيرا كه در بدي‌هاي ايشان نيز دعاي من دايم خواهد بود
  7. 6. چون داوران ايشان از بلندي صخره‌ها انداخته شوند، آنگاه سخنان من را خواهند شنيد زيرا كه شيرين است
  8. 7. مثل كسي كه زمين را شخم و شيار بكند، استخوان‌هاي ما بر سر قبرها پراكنده مي‌شوند
  9. 8. زيرا كه اي خد.اوند، خد.ا چشمان من به سوي تو است، و بر تو توكل دارم پس جان من را تلف منما
  10. 9. من را از دامي كه براي من نهاده‌اند نگاه‌دار، و از كمندهاي گناه‌كاران
  11. 10. شريران به دامهاي خود با هم بيفتند، و من به سلامتي دربگذرم

فصل 142 ^^

  1. مزمور صد و چهل و دوم
  2. 1. قصيدة داويد و دعا وقتي كه در مغاره بود
  3. 2. به آواز خود نزد خداوند فرياد برمي‌آورم، به آواز خود نزد خداوند تضرع مي‌نمايم
  4. 3. نالة خود را در حضور او خواهم گفت، تنگي‌هاي خود را نزد او بيان خواهم كرد
  5. 4. وقتي كه روح من در من مدهوش مي‌شود، پس تو طريقت من را دانسته‌اي، در راهي كه مي‌روم دام براي من پنهان كرده‌اند
  6. 5. به طرف راست بنگر و ببين كه آشنايي ندارم، ملجا براي من نابود شد، كسي كه در فكر جان من باشد
  7. 6. نزد تو اي خداوند فرياد كردم و گفتم، كه تو پناه و حصة من در زمين زندگان هستي
  8. 7. به نالة من توجه كن زيرا كه بسيار ذليلم، من را از جفا كنندگانم برهان زيرا كه از من زورآورترند
  9. 8. جان من را از زندان درآور تا نام تو را حمد گويم، عادلان گرداگرد من خواهند آمد زيرا كه به من احسان نموده‌اي

فصل 143 ^^

  1. مزمور صد و چهل و سوم
  2. 1. مزمور داويد، اي خداوند دعاي من را بشنو و به نالة من گوش بده، در امانت و عدالت خويش من را اجابت فرما
  3. 2. و بندة خود محاكمه نفرما زيرا زنده‌اي نيست كه به حضور تو عادل شمرده شود
  4. 3. زيرا كه دشمن بر جان من جفا كرده حيات من را به زمين كوبيده است، و من را در ظلمت ساكن گردانيده مثل آناني كه مدتي مرده باشند
  5. 4. پس روح من در من مدهوش شده و دلم در اندرونم پريشان گرديده است
  6. 5. ايام قديم را به ياد مي‌آورم، در همة اعمال تو تفكر نموده، در كارهاي دست تو تأمل مي‌كنم
  7. 6. دست‌هاي خود را به سوي تو دراز مي‌كنم، جان من مثل زمين خشك تشنة تو است سلاه
  8. 7. اي خداوند به زودي من را اجابت فرما زيرا كه روح من كاهيده شده است، روي خود را از من مپوشان مبادا مثل فرو روندگان به گور بشوم
  9. 8. بامدادان رحمت خود را به من ارزاني فرما زيرا كه بر تو توكل دارم، طريقي كه بر آن بروم من را بياموز زيرا نزد تو جان خود را بر مي‌افرازم
  10. 9. اي خداوند من را از دشمنانم برهان، زيرا كه نزد تو پناه برده‌ام
  11. 10. من را تعليم ده تا ارادة تو را به جا آورم زيرا خد.اي من تو هستي، اراده مهربان تو من را در زمين هموار هدايت بنمايد
  12. 11. به خاطر نام خود اي خداوند من را احيا ساز، به خاطر عدالت خويش جان من را از تنگي برهان
  13. 12. و به خاطر رحمت خود دشمنانم را منقطع ساز، و همة مخالفان جان من را هلاك كن زيرا كه من بندة تو هستم

فصل 144 ^^

  1. مزمور صد و چهل و چهارم
  2. 1. مزمور داويد،خداوند كه صخرة من است متبارك باد، كه دست‌هاي من را به جنگ و انگشت‌هاي من را به حرب تعليم داد
  3. 2. رحمت من اوست و ملجاي من و قلعة بلند من و رهانندة من، و سپر من و آنكه بر او توكل دارم، كه قوم من را در زير اطاعت من مي‌دارد
  4. 3. اي خداوند آدمي چيست كه او را بشناسي، و پسر انسان كه او را به حساب بياوري
  5. 4. انسان مثل نفسي است، و روزهايش مثل سايه‌ايست كه مي‌گذرد
  6. 5. اي خداوند آسمان‌هاي خود را خم ساخته نزول اجلال فرما، و كوه‌ها را لمس كن تا دود شوند
  7. 6. برق را بتابان آن‌ها را پراكنده ساز، تيرهاي خود را بفرست و آن‌ها را منهزم نما
  8. 7. دست خود را از اعلي بفرست، و من را رهانيده از آب‌هاي بسيار خلاصي ده، يعني از دست بيگانگان
  9. 8. كه دهان ايشان به باطل سخن مي‌گويد، و دست راست ايشان دست دروغ است
  10. 9. اي خد.ا تو را با سرودي تازه مي‌سرايم، با بربط ذات ده تار تو را ترنم خواهم نمود
  11. 10. كه پادشاهان را نجات مي‌بخشي، و بندة خود داويد را از شمشير مهلك مي‌رهاني
  12. 11. من را از دست بيگانگان برهان و خلاصي ده، كه دهان ايشان به باطل سخن مي‌گويد، و دست راست ايشان دست دروغ است
  13. 12. تا پسران ما در جواني خود نمو كرده مثل نهال‌ها باشند، و دختران ما مثل سنگ‌هاي زاويه تراشيده شده به مثال قصر
  14. 13. و انبارهاي ما پر شده به انواع نعمت ريزان شوند، و گله‌هاي ما هزارها و كرورها در صحراهاي ما بزايند
  15. 14. و گاوان ما باربردار شوند، و هيچ رخنه و خروج و ناله‌اي در كوچه‌هاي ما نباشد

فصل 145 ^^

  1. مزمور صد و چهل و پنجم
  2. 1. خوشا به حال قومي كه نصيب ايشان اين است، خوشا به حال آن قوم كه خداوند خد.اي ايشان است
  3. 2. تسبيح داويد، اي خد.اي من اي پادشاه تو را متعال مي‌خوانم، و نام تو را متبارك مي‌گويم تا به ابد
  4. 3. تمامي روز تو را متبارك مي‌خوانم، و نام تو را حمد مي‌گويم تا به ابد
  5. 4. خداوند عظيم است و بي‌نهايت بزرگوار، و عظمت او را كتمان نتوان كرد
  6. 5. نسل به نسل اعمال تو را تسبيح مي‌خوانند، و كارهاي عظيم تو را بيان خواهند نمود
  7. 6. در مجد جليل كبريايي تو، و در كارهاي عجيب تو تفكر خواهم نمود
  8. 7. در اهميت كارهاي مهيب تو سخن خواهند گفت، و من عظمت تو را بيان خواهم نمود
  9. 8. و يادآوري كثرت احسان تو را حكايت خواهند كرد، و عدالت تو را خواهند سراييد
  10. 9. خداوند كريم و رحيم است، و ديرغضب و كثيرالاحسان
  11. 10. خداوند براي همگان نيكو است، و رحمت‌هاي او بر همة‌ مخلوقات است
  12. 11. اي خداوند جميع مخلوقات تو تورا حمد مي‌گويند، و توانايي تو را حكايت مي‌كنند
  13. 12. تا كارهاي عظيم او را به بني‌آدم تعليم دهند، و كبريايي مجيد ملكوت او را
  14. 13. تا كارهاي عظيم او را به بني‌آدم تعليم دهند، و كبريايي مجيد ملكوت او را
  15. 14. ملكوت تو ملكوتيست تا جميع افلاك، و سلطنت تو باقي تا تمام دوره‌ها
  16. 15. خداوند جميع افتادگان را تأييد مي‌كند، و خم‌شدگان را بر مي‌خيزاند
  17. 16. چشمان همگان منتظر تو مي‌باشد، و تو طعام ايشان را در موسمش مي‌دهي
  18. 17. دست خويش را باز مي‌گشايي، و آرزوي همة زندگان را برآورده مي‌نمايي
  19. 18. خداوند عادل است در جميع طريق‌هاي خود، و رحيم در كل اعمال خويش
  20. 19. خداوند نزديك است به آناني كه او را مي‌خوانند، به آناني كه او را به راستي مي‌خوانند
  21. 20. آرزوي ترسندگان خود را به جا مي‌آورد، و تضرع ايشان را شنيده ايشان را نجات مي‌دهد
  22. 21. خداوند همة محبان خود را نگاه مي‌دارد، و همة‌ شريران را هلاك خواهد ساخت

فصل 146 ^^

  1. مزمور صد و چهل و ششم
  2. 1. دهان من تسبيح خداوند را خواهد گفت، و همة‌ بشر نام قدوس او را متبارك بخوانند تا به ابد
  3. 2. هللوياه اي جان من خداوند را تسبيح بخوان
  4. 3. تا زنده هستم خداوند را حمد خواهم گفت، مادامي كه وجود دارم خد.اي خود را خواهم سراييد
  5. 4. بر قدرتمندان توكل مكنيد، و نه بر اين آدم كه نزد او ياري نيست
  6. 5. روح او بيرون مي‌رود و او به خاك خود بر‌مي‌گردد، و در همان روز فكرهايش نابود مي‌شود
  7. 6. خوشا به حال آن كه خد.اي يعقوب مددكار اوست، كه اميد او بر خداوند خد.اي وي مي‌باشد
  8. 7. كه آسمان و زمين را آفريد، و دريا و آنچه را كه در آن‌هاست، كه راستي را نگاه دارد تا به ابد
  9. 8. كه مظلومان را دادرسي مي‌كند، و گرسنگان را نان مي‌بخشد، خداوند اسيران را آزاد مي‌سازد
  10. 9. خداوند چشمان كوران را باز مي‌كند، خداوند خم‌شدگان را برمي‌افرازد، خداوند عادلان را دوست مي‌دارد
  11. 10. خداوند غريبان را محافظت مي‌كند، و يتيمان و بيوه‌زنان را پايدار مي‌نمايد، ليكن طريق شريران را كج مي‌سازد
  12. 11. خداوند سلطنت خواهد كرد تا به ابد، خد.اي تو اي صيون نسلاً بعد نسل هللوياه

فصل 147 ^^

  1. مزمور صد و چهل و هفتم
  2. 1. هللوياه زيرا خد.اي ما را سراييدن نيكوست، و دل‌پسند و تسبيح خواندن شايسته است
  3. 2. خداوند اورشليم را بنا مي‌كند، و پراكندگان (بني) اسرائيل را جمع مي‌نمايد
  4. 3. شكسته‌دلان را شفا مي‌دهد، و جراحت‌هاي ايشان را مي‌بندد
  5. 4. عدد ستارگان را مي‌شمارد، و جميع آن‌ها را به نام مي‌خواند
  6. 5. خداوند ما بزرگ است و قوت او عظيم، و حكمت وي لايتناهي
  7. 6. خداوند مسكينان را برمي‌افرازد، شريران را به زمين مي‌اندازد
  8. 7. خداوند را با حمد بسراييد، خد.اي ما را با بربط سرود بخوانيد
  9. 8. كه آسمان‌ها را با ابرها مي‌پوشاند، و باران را براي زمين مهيا مي‌نمايد، و گياه را بر كوه‌ها مي‌روياند
  10. 9. كه بهايم را آذوقه مي‌دهد، و بچه‌هاي غراب را كه او را مي‌خوانند
  11. 10. در قوت اسب رغبت ندارد، و به ساق‌هاي انسان مايل نيست
  12. 11. رضامندي خداوند از ترسندگان وي است، و از آناني كه به رحمت وي اميدوارند
  13. 12. اي اورشليم خداوند را تسبيح بخوان، اي صيون خد.اي خود را حمد بگو
  14. 13. زيرا كه پشت بندهاي دروازه‌هايت را مستحكم كرده، و فرزندان تو را در اندوهت مبارك فرموده است
  15. 14. كه حدود تو را سلامتي مي‌دهد، و تو را از چربي گندم سير مي‌گرداند
  16. 15. كه كلام خود را بر زمين فرستاده است، و قول او به زودي هرچه تمام‌تر پيش خواهد رفت
  17. 16. كه برف را مثل پشم مي‌باراند، و ژاله را مثل خاكستر مي‌پاشد
  18. 17. كه تگرگ خود را در قلعه‌ها مي‌اندازد، و كيست كه پيش سرماي او تواند ايستاد
  19. 18. كلام خود را مي‌فرستد و آن‌ها را مي‌گدازد، باد خويش را مي‌وزاند پس آب‌ها جاري مي‌شود
  20. 19. كلام خود را به يعقوب بيان كرده، و فرايض و داوري‌هاي خويش را به (بني) اسرائيل
  21. 20. با هيچ امتي چنين نكرده است، و داوري‌هاي او ندانسته‌اند هللوياه

فصل 148 ^^

  1. مزمور صد و چهل و هشتم
  2. 1. هللوياه خداوند را از آسمان تسبيح بخوانيد، در اعلي‌عليّين او را تسبيح بخوانيد
  3. 2. اي همة فرشتگانش او را تسبيح بخوانيد، اي همة لشكرهاي او، او را تسبيح بخوانيد
  4. 3. اي آفتاب و ماه او را تسبيح بخوانيد، اي همة ستارگان نور او را تسبيح بخوانيد
  5. 4. اي فلك‌الافلاك او را تسبيح بخوانند، و اي آب‌هايي كه فوق آسمان‌هاييد
  6. 5. نام خداوند را تسبيح بخوانيد، زيرا كه او امر فرمود پس آفريده شدند
  7. 6. و آن‌ها را پايدار نمود تا به ابد، و قانوني قرار داد كه از آن در نگذرند
  8. 7. خداوند را از زمين تسبيح بخوانيد، اي نهنگان و جميع لجه‌ها
  9. 8. اي آتش و تگرگ و برف و مه، و باد تند كه فرمان او را به‌جا مي‌آوريد
  10. 9. اي كوه‌ها و تمام تل‌ها، و درختان ميوه‌دار و همة سروهاي آزاد
  11. 10. اي وحوش و جميع بهايم، و حشرات و مرغان بالدار
  12. 11. اي پادشاهان زمين و جميع امت‌ها، و سروران و همة داوران جهان
  13. 12. اي جوانان و دوشيزگان نيز، و پيران و اطفال
  14. 13. نام خداوند را تسبيح بخوانند، زيرا نام او تنها متعال است، و جلال او فوق زمين و آسمان
  15. 14. و او شاخي براي قوم خود برافراشته است، تا فخر باشد براي همة مقدسان او، يعني براي بني‌اسرائيل كه قوم مقرب او مي‌باشند هللوياه

فصل 149 ^^

  1. مزمور صد و چهل و نهم
  2. 1. هللوياه خداوند را با سرود تازه بسراييد، و تسبيح او را در جماعت مقدسان
  3. 2. (بني) اسرائيل در آفرينندة خود شادي كنند، و پسران صيون در پادشاه خويش وجد نمايند
  4. 3. نام او را با رقص تسبيح بخوانند، با بربط و عود او را بسرايند
  5. 4. زيرا خداوند از قوم خويش رضامندي دارد، مسكينان را به نجات خرسند مي‌سازد
  6. 5. مقدسان از جلال فخر بنمايند، و بر بسترهاي خود ترنم بكنند
  7. 6. ستايش بلند خد.ا در دهان ايشان باشد، و شمشير دودمه در دست ايشان
  8. 7. تا از امت‌ها انتقام بكشند، و تأديب‌ها بر طوايف بنمايند
  9. 8. و پادشاهانِ ايشان را به زنجيرها ببندند، و سروران ايشان را به پابندهاي آهنين
  10. 9. و داوري را كه مكتوب است بر ايشان اجرا دارند، اين كرامت است براي همة مقدسان او هللوياه

فصل 150 ^^

  1. مزمور صد و پنجاهم
  2. 1. هللوياه خد.ا را در قدس او تسبيح بخوانيد، در فلك قوّت او او را تسبيح بخوانيد
  3. 2. او را به‌سبب كارهاي عظيم او تسبيح بخوانيد، او را به حسب كثرت عظمتش تسبيح بخوانيد
  4. 3. او را به آواز شوفار تسبيح بخوانيد، او را با بربط و عود تسبيح بخوانيد
  5. 4. او را با دف و رقص تسبيح بخوانيد، او را با ذوات‌اوتار و ني تسبيح بخوانيد
  6. 5. او را با سنج‌هاي بلند آواز تسبيح بخوانيد، او را با سنج‌هاي خوش‌صدا تسبيح بخوانيد
  7. 6. هر كه روح دارد خداوند را تسبيح بخواند، هللوياه




Mini Disclaimer:

The information contained herein does not constitute the full body of knowledge regarding each subject discussed. The content contained herein is a starting point for you to either follow us via this website or do further research. The information contained herein is of an advanced level for those seeking higher answers.

* Conditions may apply.
** Some links are affiliate links.
*** Please read full Disclaimer here.




 * conditions may apply
Tikun Meditation Project ©™ 2021 - 2026 + Modified: 2026-07-02

The Tikun Project

 Top Of page Nav page 
 Please email a friend. Nav page Top Of page